
|
بازدید [531]
نقش مادر در تربیت اخلاقی کودک
دامان مادر نخستین مدرسه و اولین پایگاه تربیتی است. کودک آن چه را که در این مدرسه می آموزد برای همیشه در نزدش می ماند، به گونه ای که می توان گفت که راه و رسم بعدی کودک ادامه همان راه و رسم مادر و عصر کنونی است! کودک به همراه رشد، مسایل متعددی را از راه چشم و گوش یاد می گیرد، ولی آن چه در جنبه اخلاقی و از راه چشم می بیند برایش موثرتر و نافذتر است.
صدها پند و اندرز که از راه گوش بر کودک القا شود و به اندازه آن اثر ندارد که مادر در حضور کودک خلافی را مرتکب شود، زیرا آن چه را طفل می بیند جزء خوی طبیعی او می شود. بنابراین می توان گفت که عملی ترین وسیله تربیت ارائه یک نمونه عملی است و کودک مادر را به عنوان نمونه عملی در پیش چشم دارد و هر گونه رفتار و عملی که از مادر سر می زند در کودک اثر می گذارد و تا آخر عمر با آن خواهد بود.کودک از راه مشاهده وضع بیرونی مادر و پدر تربیت می یابد. اگر راه و روش آن ها مخصوصاً مادر عمق نداشته باشد و آن چه را که می بیند، دلش باور نکند؛ تربیت نمی پذیرد. به عنوان مثال، پدر یا مادری که دائماً به اندرزگویی سرگرمند مرتب فرزندان خود را نصیحت میکنند که دروغ نگویید، صداقت داشته باشید، خوش رو باشید... ولی از طرف دیگر کودک متوجه می شود که رفتار و عمل پدر و مادر با آن چه که می گویند یکی نیست و مکرر دیده شد که پدر یا مادر برای هر موضوع و یا مسأله ای به یک دیگر و یا به اشخاص دیگر دروغ می گویند و یا پرخاشگری می کنند. در این صورت است کودک با دیدن این دو گانگی نه تنها از خود بلکه از هر چه که نام و عنوان پند و موعظه دارد متنفر می سازد، بنابراین وظیفه پدر و مادر به خصوص مادر این است که به آن چه می گویند حتماً عمل کنند در غیر این صورت دو گانگی در رفتار کودک آن ها ظاهر میشود و کودک نمی داند که طبق پند و اندرزهای مادر عمل کند یا طبق آن چه مادر انجام می دهد، پس اگر فرزندش دچار این مشکل شده، حتماً به رفتار و کردار خودتان رجوع کنید.
اما سوالی که در این جا مطرح می شود این است که تربیت کودک را از چه سنی آغاز کنیم؟
بعضی از مادران فکر می کنند و تصور می کنند که جلوی کودک 2 یا 3 ساله شان یا حتی کوچک تر و یا بزرگ تر هر رفتاری که بخواهند می توانند انجام دهند، زیرا به نظر آن ها فرزند هنوز کوچک است و توجهی به رفتار و کردار پدر و مادر خود و یا دیگران ندارد در حالی که باید گفت مادر عزیز! کودک در همان ماه های اول تولد تحت نفوذ رفتار و کردار مادر است. او موجودی است تحریک پذیر و تحت تاثیر، ولی در سه سال اول زندگی اخلاق و رفتارش هنوز به صورت ثابت در نیامده است و از این سن یعنی سه سالگی رفته رفته رنگ و فرم مخصوصی به خود میگیرد و در مسیری معین میافتد. از حدود سه سالگی موجی از مخالفت ها در کودک پیدا می شود که زاییده تشخص طلبی اوست. این نافرمانی ها و تشخص طلبی ها تدریجاً باید تحت کنترل در آید و اصلاح شود. در هر حال سه سال اول زندگی کودک دارای اهمیت بسیاری از این جنبه است. در سنین بعدی که کودک رشد می کند و بزرگ تر می شود ضروری است در برخی از موارد علل امر و نهی و انضباط ها در جنبه رفتار به او بازگو شود و به او تفهیم گردد که در این امر و نهی ها غرض و مصلحت او نهفته است. البته لازم است که مادران عزیز در تربیت فرزندشان حوصله و صبر زیادی به کار برند و از اعمال و شیوه های پرخاش جویانه خودداری کنند و زمینه را برای همدلی و تحریک او با انجام رفتار مناسب فراهم نماید. هم چنین مادری موفق است که احساسات کودک خود را جریحه دار نکند، او را نرنجاند، به خاطر هر اشتباهی او را مورد تحقیر و تمسخر قرار ندهد و همیشه فرصت جبران به فرزند خود بدهد و... زیرا اگر غیر این موارد باشد کودکی پرورش میدهد که اعتماد به نفس در هیچ کاری ندارد و برای آینده کودک لطماتی را موجب می شود.
گفتیم که هر عملی که مادر انجام می دهد، هر سخنی که او بیان می کند یک دستورالعمل برای زندگی بعدی و یا کنونی کودک است و کودک همه چیز را می بیند و می شنود و آن ها را نسبت به سن خود تجزیه و تحلیل می کند و همان طور که اشاره شد مادران اگر خیر فرزندشان را می خواهند که یقیناً می خواهند باید همیشه مواظب رفتار و کردار و حتی نحوه حرف زدنشان با دیگران باشند زیرا خیلی از مادران ناآگاهانه و بدون توجه به عواقب یک کار بد آموزی هایی را به فرزند خود یاد می دهند و این بد آموزی ممکن است مستقیم یا غیر مستقیم باشد که در این جا به چند نمونه آن اشاره می کنیم.
دستور به ناسزاگویی
گاهی مادران برای این که کودکان خود را به شیرین زبانی وادارند گاهی کلمات رکیکی را به او یاد می دهند و یا این که او را تشویق به بازگویی آن در حضور جمع می کنند تا بدین وسیله مجلس آرایی شود. غافل که کودک در روزهای اولیه با لکنت و شیرین زبانی آن را ادا می کند، ولی پس از این که آن را فرا گرفت دیگر فراموش نمی نماید و به صورت عادت آن را به کار می برد و همان طور که می دانید ترک عادت نیز خیلی مشکل است.
در مهمانی و مجالس
آداب معاشرت و برخوردها، راه و رسم مهمانی و معاشرت و... را که کودک به همراه مادر می آموزد، رازداری در مجالس معاشرت، روابط صحیح یا غلط، شوخی های مناسب یا نامناسب، غیبت و سخن چینی در مجالس و بدگویی های مادر پشت سر پدر.... را کودک از این مجالس یاد می گیرد و چه ناگوار است که کودکی درس دورویی را از مادر بگیرد!
عمل و تظاهرات مادر
خودداری از انجام مسئولیت، تنبلی در انجام وظایف خانه و امر و نهی های بی حساب، خود را برتر از دیگران دانستن، تمسخر دیگران، وعده دادن و عمل نکردن، یک رنگ با پدر نبودن، بدگویی های مکرر مادر از پدر، بی احترامی مادر نسبت به پدر، همه و همه بدآموزی است که یک مادر به طور ناخود آگاه و در مواردی نسبتاً کم خودآگاه به کودک سرایت میکند.
تشویق و تنبیه بی جا و ناصحیح
از بدآموزیها در جنبه تشویق این است که مادر، کودک خود را از همه زرنگ تر، باهوش تر و عاقل تر معرفی کند و همین امر باعث خود خواهی و خود بزرگ بینی کودک می شود. هم چنین تنبیه کودک باید به موقع و از روش درستی اعمال شود زیرا تنبیه توام با خشونت و یا سخنان نیشدار و یا تنبیه در حضور دیگران و سرزنش های مکرر و به رخ کشیدن دیگران، عواقب خوبی برای کودک ندارد و اعتماد به نفس را از کودک سلب می کند و معمولاً این کودکان هیچ کاری را به تنهایی نمی توانند انجام دهند. برچسب ها: نقش مادر در تربیت اخلاقی روانی کودک تنبیه تشویق ناسزا گویی
ارسال شده در مورخه : جمعه، 9 بهمن ماه، 1388 توسط admin
کاربرانی که به این خبر امتیاز داده اند.(قرمز رأی منفی و آبی رأی مثبت):
مرتبط باموضوع : جوانان و مدگرايي [ پنجشنبه، 10 دي ماه، 1388 ] 496 مشاهده
نقش مادر در تربیت اخلاقی کودک [ سه شنبه، 9 آذر ماه، 1389 ] 753 مشاهده
نگاهی به پدیده ی خجالت و کم رویی در فرزندان [ پنجشنبه، 30 مهر ماه، 1388 ] 414 مشاهده
با دختران چگونه رفتار كنيم؟ [ دوشنبه، 3 اسفند ماه، 1388 ] 825 مشاهده
اخلاق اجتماعی در اسلام [ جمعه، 1 مرداد ماه، 1389 ] 1561 مشاهده
|
امتیاز دهی به مطلب |