ماندن در قدرت به چه قيمتي؟
سرهنگ قذافي رهبر ليبي اعلام كرده به هيچ قيمتي حاضر به كناره گيري از قدرت نيست. او پس از اين كه با مخالفت هاي مردمي در خصوص حكومت چهل ساله اش در ليبي مواجه شد به مشت آهنين روي آورد و از زمين، دريا و هوا بسان يك دشمن تمام عيار شهرهايي كه مخالفان در آن ساكن بودند را به ويرانه تبديل كرد. سرهنگ قذافي زماني كه پيشروي مخالفان و انقلابيون را در نقاط مختلف لیبی ديد دستور داد كه چاه هاي نفت را آتش بزنند تا به دست مخالفان نيفتد و در حالي كه دنيا در حال محكوم كردن جنايات او بود، اعلام كرد كه حاضر است به هر كشوري كه به حكومت او كمك كند امتيازات ويژه اقتصادي از جمله اجازه سرمايه گذاري در صنعت نفت ليبي بدهد.
تمامي اين اقدامات قذافي در حالي صورت مي گيرد كه او خود را پدر، رهبر و پيشواي مردم ليبي مي داند و اعلام مي كند كه مردم ليبي عاشق او هستند. براي اثبات اين ادعا سرهنگ قذافي دست به كارهاي عجيبي زده است. از جمله اين كه او زيباترين و توانمند ترين دختران ليبي را به عنوان محافظان ويژه خود انتخاب نموده است. محافظاني كه وظيفه مراقبت، محافظت و دوست داشتن رهبر خود يعني سرهنگ قذافي را بر عهده دارند. آن ها بايد همواره كارهايي را انجام دهند كه يك عاشق فداكار، براي معشوق خود انجام مي دهد. اين دختران كه لباس نظامي مي پوشند و حجاب بر سر ندارند، اجازه ازدواج با كسي را ندارند و اگر چنين عملي را (ازدواج) انجام دهند، از دايره محافظان سرهنگ قذافي خارج مي شوند. اين يكي از هزاران رفتار عجيب و غريب سرهنگ قذافي است. او خود را رهبر جهان اسلام و خليفه مسلمين مي داند. در حالي كه در مدت چهل سال حكومت او در ليبي، ارمغان او براي اسلام گرايان و مومنان چيزي جز درد، شكنجه و تبعيد نبوده است. سرهنگ قذافي هر گونه حركت اسلامي و اجتماعي مستقل را ممنوع اعلام كرده است و رهبران آن ها و مجاهدان دين را روانه زندان ها و شكنجه ها نموده است. از يك سو او خود را چپ و سوسياليست و طرفدار جمال عبدالناصر، چه گوارا و ساير رهبران چريك هاي چپ مثل فيديل كاستر (رهبر فعلي كوبا) مي داند و از طرفي او به همكاري با سرويس هاي اطلاعاتي غرب در شناسايي اعضاء القاعده و فروش نفت ارزان به اين كشورها و كمك مالي به رهبران آن ها (مثل ساركوزي در فرانسه) براي انتخابات افتخار مي كند و با عينك آفتابي گران قيمت خود حتي در شب و سالن هاي سرپوشيده مدرن بودن ظاهر و قيافه خود را به رخ رهبران غربي مي كشد. بدين ترتيب سرهنگ قذافي رهبر تمام گروه ها و بلوك ها سياسي در جهان و دلسوز آن ها است. او رهبر و پشتيبان چپ و كمونيست، هوادار و همراه غرب و اروپا، احياء گر عظمت آفريقا، رهبر مسلمانان جهان و... است. اما اين پدر مهربان و دلسوز حتي براي مخالفان خود در جهان، ملت خود را فراموش كرده است. او چهل و دو سال است كه بدون هر گونه انتخاباتي در ليبي حكومت مي كند، سرمايه هاي نفتي ليبي تنها با اجازه او هزينه مي شوند و مرگ و زندگي مردم ليبي بدون هر گونه قانوني در دست اوست.
سرهنگ قذافي كه اكنون با آزمايش بزرگي مواجه است، بدون توجه به خواسته مردم خود، علماء جهان اسلام و ساير رهبران سياسي دلسوز در جهان، در ابتدا كشور خود را وارد جنگ داخلي و رويارويي ملت ليبي عليه يكديگر كرده است. او بدون توجه به هشدارهاي بين المللي به كشتار مردم ادامه داده تا با محكوميت های بين المللي، ليبي عرصه هجوم هواپيماهاي خارجي باشد و شهرها و مواضع نظامي ليبي كه سرمايه هاي اين كشور هستند مورد حماه قرار گیرند. در اين جا سوال مهم از قذافي و طرفداران او اين است كه ماندن در قدرت به چه قيمتي؟ آيا سرهنگ قذافي دوستدار ليبي است ولي به مشورت و توصيه هيچ يك از دوستداران ليبي و رهبران و علماء جهان اسلام گوش نمي دهد، و از اين كه مردم سرزمينش زير آتش هجوم بيگانگان بسوزند ابايي ندارد، تنها به اين قيمت كه او به طور بلامانع در قدرت باقي بماند؟
سال ها و بلكه قرن هاست كه جهان اسلام از بي مسئوليتي رهبران سياسي خود رنج مي برد. رهبراني بر ملت های عرب و مسلمان حكومت مي كنند، كه براي اراده ملت خود احترام قائل نیستند. اين رهبران با فساد سياسي و اقتصادي و نابودي هر گونه جريان آزاد در اجتماع خود و فراری دادن سرمايه ها و استعدادهاي انساني، كشور و مردم خود را صدها سال به عقب برده اند. ليبي نمونه اي از اين واقعيت تلخ است كه رهبر فعلي آن حتي به قيمت نابودي وجب به وجب آن حاضر به شنيدن صداي مردم خود و كناره گيري از قدرت نيست اما قیام مردم لیبی اکنون مکر او را برای فریب دادن دنیا و مسلمانان بر ملاء ساخته و قدم به قدم سقوط سرهنگ دیکتاتور نزدیک تر می شود.
برچسب ها:
قدرت سياست سرهنگ قذافي ليبي جنگ شورش