راهکارهایی برای کامیابی دعوت در بخش دانشجویی
دعوت اسلامی در واقع ادامه کار پیام آوران الهی در هدایت انسان ها به سوی سعادت دنیوی و رستگاری اخروی در پرتو آموزه های وحیانی است؛ توجه به مولفه ها و شروط این سعادت و رستگاری، بنا به نقش بنیادینی که در تعیین محتوا و سمت وسوی پرورش کاری دارند، از ابتدایی ترین و لازم ترین اصول کار در بخش تعلیم و تربیت دینی است. در یک نگاه کلی می توان هدف و ماموریت تربیت و دعوت اسلامی را زمینه سازی برای پرورش یافتن افرادی با ویژگی های زیر دانست:
1_ موحد و مخلص در تعامل با خالق
2_ عدالت ورز و دادگر در تعامل با مخلوق
3_ پایبند به اخلاق قرآنی در رفتار فردی
4_ آبادگر دنیا و اثرگذار در ارتقای عمرانی جهان
با عنایت به موارد فوق، ملاحظه جامعیت برنامه تربیتی و مد نظر داشتن ضرورت اهتمام نظری و عملی به هر چهار اصل مذکور در فرایند پرورش دانشجویان دین دار، از مبنایی ترین اصول در تربیت اسلامی و به ویژه تربیت دانشجویان مسلمان است؛ ضرورتی که تحت تأثیر ضعف تمدنی_ سیاسی مسلمانان و پیامدهای شوم آن از قبیل پیدایش شکست روانی در برابر رقبا، رسوخ بیم نابودی در وجدان امت اسلامی، اصالت یافتن نگرش ها و راهبردهای تدافعی در حوزه فرهنگی و تربیتی و... به رغم اهمیت و اولویتی که دارد، متأسفانه مغفول و متروک مانده و احیای آن نیازمند بصیرت نافذ و صبوری عالمانه است که خود نیازمند شناخت دقیق شرایط ذهنی و عینیِ خیزش جوامع و درک سنت های تاریخ و اجتماع بشر است.
مربی فکور و صبور کسی است که با هوشیاری و جدیت لازم، جامعیت شخصیت اسلامی و ضرورت برنامه ریزی نظری و عملی برای رسیدن بدان را، همواره در کار تربیت پیش چشم داشته باشد و با ژرف بینی خاص یک مصلح دلسوز و آگاه، غزالی وار اسلام را فراتر از اجرای صوری مناسک و ظواهر ببیند و به عادت دادن متربیان به تشرع و تظاهر دینی اکتفا و تکیه نکند؛ بلکه با آموزش های مستند و مستمر و ارائه سیره صلحا، جدیت حرفه ای و انجام مسوولانه امور تحت تصدی خود را مدلول عملی دیانت و ترجمه شغلی عبادات معرفی نماید تا پروردگان محضر او، در پرتو این تعالیم کلاس درس، کارگاه و اداره محل خدمت خویش را نیز محضر و معبد خدا و شغلشان را مرکبی برای رسیدن به بهشت بدانند؛ این ملاحظه مهم در مورد دانشجویان که متخصصان آینده جامعه و متصدیان امور امت اسلامی خواهند بود، اهمیت مضاعف دارد. البته نیل به چنان هدفی والا، صرفا از طریق تعلیم و نصیحت میسر نیست؛ اما نباید فراموش کرد که نوع آموزش و پرورش ما آدمیان، تاثیر بسزا و انکارناپذیری در تکوین نوع منش و رفتارمان دارد.
تربیت دینی رایج در میان ما، بیشتر بر نقايص و نیازهای انسان توجه و تاکید دارد و مربیان ما در صددند با یادآوری مکرر کاستی ها و نیازهای انسان، لزوم توسل به وحی و تدین را برای متربیان توجیه و توصیه کنند؛ این امر در حد خویش، کاری بجا و بلکه لازم و محصول انسان شناسی است؛ اما همانند دیگر امور، اگر در این خصوص افراط ورزیده شود که می شود، پیامدهای نامناسبی به دنبال خواهد داشت که جبران و رفع آن ها غالبا دشوار و زمان بر است. فراموش نباید کرد که آدمی در کنار نقص و نیاز، امکانات و کرامت نیز دارد و بر همین مبناست که شایستگی انحصاری دریافت خطاب الهی، حمل بار امانت فراتر از توان کاينات، امکان پیشی گرفتن از فرشتگان در تعالی معنوی و... را یافته است. غفلت از این شایستگی ها و امکانات و مدلولات و لوازم آن در کار تریبت این موجود مخصوص و منحصر به فرد، نه با انسان شناسی اسلامی سازگاری دارد نه با آیین تربیت، و چونان نقصی بزرگ در امر انسان پروری، آفات خاص خود را در کف جامعه اسلامی نهاده است؛ تحت تاثیر این سنخ تربیت است که ما افراد تکلیف پذیر را از اشخاص حق طلب، بیشتر انسان می دانیم، درباره اخلاق مردم بیش از حقوق آنان حساسیت می ورزیم، تعالیم انسان نواز و حرمت آمیز دین در اجتماع ما که هیچ، حتی در دعوت و تربیت ما نیز تبلور کافی ندارد و...! پس مربیان ما اهداف و مقاصد دین را نیز در کنار احکام آن باید جدی بگیرند و فراموش نکنند که دین برای نجات انسان از بندگی هم نوعان و راهنمایی آنان برای عبادت خالق، برقراری عدالت و رفع ظلم و تبعیض و گسترش افق دید آدمیان آمده است و عقاید و احکام دینی، خادم اخلاق و مقاصد شریعت اند.
تربیت اسلامی جز در آشیانه آباد و پاک نتیجه مطلوب نمی دهد؛ در تربیت، اصالت با متربی است و نتیجه تلاش بزرگ ترین و ماهرترین مربی نیز، بستگی به ظرفیّت و میزان جدیت و پذیرندگی متربیان دارد و هیچ باغبانی نمی تواند در شوره زار یا اراضی آهکی، بذری یا نهالی بپروراند و رواج ضرب المثل مشهور: «تربیت نااهل را چون گردکان بر گنبد است» موید این ادعاست؛ به همین ترتیب بدون داشتن جوانانی بهره مند از شادی، امیدواری و آرامش، حتی با داشتن بهترین مربی و سنجیده ترین برنامه تربیتی نمی توان در اسلامی سازی منش و نگرش افراد توفیق یافت. به هر میزان که والایی و ممتاز بودن تربیت اسلامی را باور داریم، به همان میزان نیز باید برای آن بستر مساعد و زمینه بالندگی مناسب بجوییم؛ اشخاص عصبی، روان نژند، انتقام جو، زود رنج، کم ظرفیت، عجول و ناشکیبا، ناپخته عقل، حسود، نا امید، پریشان حال و مضطرب نمی توانند حاملان شایسته ای برای فضایل قرآنی و ارزش های نبوی باشند؛ متاسفانه واماندگی علمی- تکنولوژیکی و سیاسی مسلمانان و معطوف شدن طمع و قدرت نمایی آمریکا و غرب به سوی جهان اسلام و تمدن اسلامی، آرامش و آسودگی لازم برای یافتن راه حل های کارامد و پیش برنده را از ما ستانده است؛ حسرت شکوه و جذابیت تمدنی و اقتدار سیاسی مسلمانان در گذشته و نفرت از کسادی و فرو دستی فعلی و دست پاچگی و احساس عمیق ناتوانی در مقابله با دشمنان واقعی و موهوم، بسامانی روحی و شرایط لازم برای تامل صبورانه و عالمانه را از دغدغه داران احیای مجد مسلمانان ستانده است و آنان را به تکرار ملال آور مشکلات فراوان داخلی و گله گذاری ها و نفرین های عاجزانه درباره غداری و مکاری دشمنان وا داشته است و منفی بافی را، که ابزاری کاذب برای کاهش تنش ناشی از نزاع عجز و میل به توانمندی است، در منش آنان استوار ساخته است. تاکید بیش از حد بر این نوع واکنش های به اصطلاح پیرزنانه و ترویج این ادبیات عاطفی و بی ثمر، از قضا کارکرد معکوس دارد و جوانان ما را سرخورده و نومید می سازد و آنان را به شکست روانی، کنارآمدن با واقعیت نامطلوب و ناچیز دیدن تلاش در برابر حجم عظیم مشکلات، مبتلا می سازد! پس باید توجه داشته باشیم که جوان ما در عین ضرورت آگاهی از وضع کنونی و کاستی ها و تهدیدها، یک انسان و بلکه یک جوان است و برای کامیابی در زندگی دنیوی نیازمند امید، آرامش و شادی است و با خاطر حزین نمی تواند شعر مسلمانی را تر و باطراوت بسراید؛ در کنار توصیف وضع رنج آور کنونی مسلمانان، باید واقع نگری در درمان و محدودیت توان اصلاح گری را نیز یادآوری کرد و تذکر داد که جبران قرن ها تقصیر داخلی و زرنگی رقبا و دشمنان، فقط با تلاش و زمانی در آن حد که از امکان ما خارج است، میسر است و مسوولیت ما در حد امکانات و توان خود ما و با حفظ شرایط روحی لازم برای ادای آن است.
دانشجوی دین دار فهیم آن دانشجویی نیست که با غرق کردن خود در یادآوری دردها و رنج ها و کاستی های مسلمانان، شادابی و شوق لازم برای جست و جوی دانش و کسب تخصص حرفه ای را از خود بستاند، غذا نخورد، تفریح نرود و نشاط را بر خود و دیگران حرام کند و خود و جامعه را از خدمات و حسنات یک مومن با نشاط محروم سازد و خود نیز در عوض آن که بخشی از راه حل باشد، به بخشی از بیماری تبدیل گردد و بر انبوه مشکلات افزوده شود! بلکه دانشجوی فهیم و دلسوز آن کسی است که در عین تلاش برای آگاهی از اوضاع مسلمانان، تمرکز بر وظیفه مومنانه «اتقان» و «احسان» در حرفه خویش، یعنی ادای وظیفه و نقش اجتماعی محوله در بهترین صورت ممکن، را موثرترین کمک به مسلمانان می داند و با ارايه یک الگوی عینی موفق، دیگران را نیز به ایفای مسوولانه و دلسوزانه نقش اجتماعی خویش رهنمون می سازد تا همه ما با پایبندی عملی به راهکار جهانی اندیشیدن و محلی عمل کردن، کاروان احیا و توسعه را گامی به پیش ببریم.
بهرام جليلي نيا
منبع: وبلاگ بهرام جليلي نيا
برچسب ها:
دانشجو دعوت هدایت مربی کلاس مسلمان