از ابن مسعود رضي الله عنه روايت شده است که گفت: (چنان خوب به ياد دارم که) گويي به پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم نگاه مي کنم که حکايت يکي از پيامبران را بازگو مي فرمايد که: طائفه اش او را زدند و خون آلودش کردند و او خون صورتش را پاک مي کرد و مي گفت: «پروردگارا قوم مرا هدايت کن، چون که آن ها نمي فهمند.» (متفق عليه).
عناوین اصلی

خبرنامه بیان

با عضویت در خبرنامه می توانید از اخبار مهم و جدیدترین مطالب سایت بیان مطلع شوید.

برای عضویت ایمیل خود را به صورت صحیح در باکس زیر وارد کرده و روی عضویت در خبرنامه کلیک کنید.

 

 

Delivered by FeedBurner




قذافی، فرق تو با اسراییلی ها چیست؟
بین الملل- خب پس قرار است او به جنگ ادامه دهد. معمر قذافی را می گویم. هم او که بیست و چهار ساعت پیش در تلویزیون ظاهر شد و تاکید کرد که تا آخرین نفس می جنگد.
رابرت فیسک:
خب پس قرار است او به جنگ ادامه دهد. معمر قذافی را می گویم. هم او که بیست و چهار ساعت پیش در تلویزیون ظاهر شد و تاکید کرد که تا آخرین نفس می جنگد. هموطنانش هم جملاتش را باور کردند. قرار نیست سرهنگ در پروازی آرام به سمت ریاض برود و یا برای گذراندن تعطیلات مسیر دریای سرخ را از بالا نگاه کند. قذافی با جامه ای که وی را در قامت بیابانی ها فرو برده بود با مردمانش سخن گفت و البته بیشتر تهدید کرد. سرهنگ ادعا کرد که هنوز دستور استفاده از گلوله برای متفرق کردن معترضان را صادر نکرده و دستور توسل به زور علیه آن ها که حاکمیت را نشانه رفته اند هم اعلام نشده است. دروغ هایی که مردمانش می دانند و البته مطمئن هستند که همین مسایل در آینده هم تکرار خواهد شد. قذافی یاوه سرایی کرد و یاوه سرایی کرد. درست مثل همیشه تاثیر گذار بود و البته بسیار طولانی و خسته کننده. وی به صراحت به مردم منطقه بن قاضی دشنام داد و یادآوری کرد که این من بودم که شما را آزاد کردم. سرهنگ در حالی که حتی یک لبخند هم بر لب نداشت، گفت: صبر کنید تا نیروهای امنیتی از راه برسند و نظم را برقرار کنند.
وی دشمنان خود را این گونه طبقه بندی کرد: "اسلام گراهای تندرو، سازمان سیا، انگلیسی ها و سگ های رسانه های غربی."
بله حق با شماست آقای قذافی! البته که ما سگ بودیم و هستیم. نبودیم؟ مدت ها پیش روزنامه ای در بحرین من را سگ بداخلاق و هار نامید. قذافی با آن ادبیات وحشتناک و با خشونتی که در چشمانش هویدا بود گفت: من هنوز دستور توسل به خشونت برای مهار معترضان را نداده ام!
بنابراین پاک کنی بردارید و تمامی تصاویر منتشر شده در فیس بوک و توییتر در خصوص حمام خون به راه افتاده در بن قاضی را پاک کنید. تظاهر کنید که هیچ گاه این اتفاقات رخ نداده بود. بگذارید تظاهر کنیم که مقاومت دولت لیبی برای صدور روادید برای خبرنگاران در حقیقت برای ندیدن حقایقی که در این کشور رخ داده و می دهد نیست. این ادعای قذافی که معترضان در لیبی به دنبال به روی کار آوردن حکومتی اسلامی هستند برای ما تکراری است. این جملات را از زبان حسنی مبارک چند روز پیش از وداع از قدرت در قاهره هم شنیدیم. این ادعا را از زبان هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه امریکا و باراک اوباما رییس جمهوری این کشور هم بسیار شنیدیم.
قذافی در آخرین نطق تلویزیونی خود در بسیاری از موارد به بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی شبیه بود. آیا این دو دغل باز با هم تماس داشتند؟ شاید هم! هیچ کس نمی تواند با قاطعیت سخن بگوید.
در بسیاری از موارد، شکارهای قذافی همان قبلی ها بودند. رویا پردازی های وی در خصوص دشمنانش که آن ها را موش هایی خوانده بود که قرص خورده اند و تبدیل به نمایندگان اسامه بن لادن شده اند. این سخنان همان اندازه بی معنا و به هم ریخته بود که یادداشت های وی بر روی تکه کاغذی که در دست داشت، نامنظم می نمود. وی از کتاب سبز معروف خود سند قانونی رو می کرد و می خواند. داستان، روایتی عاشقانه نبود. بلکه تهدید به اعدام بود: مرگ بر کسانی که می خواهند لیبی را نابود کنند.
قذافی در بخش هایی از سخنان خود گفت: آن چه امروز شاهد آن هستیم در حقیقت توطئه ای بین المللی است. فرزندان شما می میرند، اما از خود پرسیده اید: برای چه؟ من تا آخرین قطره خون خود در کنار مردمانی که هنوز جانب من را نگاه داشته اند، می جنگم.
آمریکا دشمن بود، اسراییل دشمن بود، سادات دشمن بود، ایتالیای فاشیست دشمن بود. وی در سخنان خود از پدربزرگش به عنوان دوستی نام برد که در 1911 در جنگ با ایتالیایی ها کشته شد.
جامه قهوه ای رنگ قذافی در برنامه تلویزیونی اخیر سوالات بسیاری را به ذهن متبادر کرد. وی با دور نگاه داشتن رسانه های بین المللی یا همان سگ ها در حقیقت مجالی فراهم کرد ناخواسته برای آن که جهانیان آنچه را که باید ببیند: صحنه هایی که در فیس بوک و توییتر از خشونت جاری در لیبی پخش شد نشان داد که یا قذافی این صحنه ها را ندیده و یا به وی نشان داده نشده است.
یک سوال جالب: دیکتاتورها و شاهزاده هایی که درهای کشور را به روی اهل رسانه باز نگاه داشتند مانند بن علی و حسنی مبارک در حقیقت مجوز فیلم برداری از خشونت های خود را صادر کردند. جایزه آن ها چندان در خور توجه نبود. اما سلطان هایی مانند قذافی که این درها را بسته نگاه داشتند، گرفتار سرنوشتی اندک متفاوت شدند. سرعت انتقال تصاویر در موبایل ها، قابلیت انتقال صدا و دودی که بر فراز لیبی قابل مشاهده است در حقیقت گویاتر از تصاویر دیجیتال و روتوش شده است. درست مانند این اتفاق در سال 2009 میلادی در غزه و توسط اسراییل رخ داد، همان زمان که اسراییل عزم خود را برای دور نگاه داشتن اهالی رسانه های بین المللی جزم کرده بود. الجزیره و یوتیوپ تصاویری را در اختیار ما قرار دادند که هیچ رسانه حرفه ای دیگری نمی توانست. شاید در نهایت دیکتاتور به زبان خود مقابل دوربین اعتراف کند: "من در جامه یک شهید خواهم مرد". این جمله را از زبان قذافی شنیدیم و شاید هم درست از کار درآید!
ایندیپندنت 24 فوریه / ترجمه : سارا معصومی




برچسب ها: معمر قذافی اسراییل لیبی جنگ

ارسال شده در مورخه : شنبه، 7 اسفند ماه، 1389 توسط vafa  پرینت

کاربرانی که به این خبر امتیاز داده اند.(قرمز رأی منفی و آبی رأی مثبت):

مرتبط باموضوع :

 سفر به عروس خاورمیانه - آشنایی با کشور لبنان  [ دوشنبه، 14 تير ماه، 1389 ] 915 مشاهده
 جای خالی دفاع مشروع در میان مسلمانان  [ چهارشنبه، 1 ارديبهشت ماه، 1389 ] 322 مشاهده
 مظلوميت مسلمانان فلسطين و مسوليت سران عرب  [ يكشنبه، 23 خرداد ماه، 1389 ] 363 مشاهده
 ترور اسامه بن لادن توسط آمریکایی ها  [ يكشنبه، 18 ارديبهشت ماه، 1390 ] 4240 مشاهده
 آشنايي با كشور تركيه  [ پنجشنبه، 27 اسفند ماه، 1388 ] 723 مشاهده
نام شما: احمد
ایمیل شما: m.martenmarten

در مورخه : پنجشنبه، 8 دي ماه، 1390
مطالب خوبی بود: مرسی تشکر
ارسال جوابیه ]

 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نام شما (ضروری): 
ایمیل شما (ضروری): 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]
امتیاز دهی به مطلب

انتخاب ها

 فایل پی دی اف فایل پی دی اف

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 ارسال به دوستان ارسال به دوستان

 گزارش این پست به مدیر سایت گزارش این پست به مدیر سایت


اشتراک گذاري مطلب