جدال اسلام سكولار در مصر و تونس
پیروزی مردم در تونس و مصر واعتراض های مردمی در خاورمیانه در سایه شعارهای آزادی خواهانه و ایجاد دمكراسی بیش از مردم خود این جوامع، دنیا را با پرسش های جدیدی مواجه ساخت. بسیاری از مسلمانان و غربی ها می خواهند بدانند نتیجه این انقلاب ها چه خواهد شد. مسلمانان جهان به این واقعه امید بسته اند كه شاید انقلاب مصر به احیای اسلام و استقرار نظامی اسلامی در آن ختم شود. در عوض غربی ها با به راه انداختن موج اسلام هراسی این شبهه را ایجاد می كنند كه روی كار آمدن اسلام گرایان به ترویج خشونت و استبداد دینی منجر می شود. این اتهام زنی و پیش داوری در حالی صورت می گیرد كه اسلام گرایان اعلام كرده اند كه به دنبال حكومت مطلقه نیستند و حقوق سایر گروه ها و احزاب را به رسمیت می شناسند. آن ها اعلام كرده اند كه هدف اولیه آن ها ایجاد دموكراسی و آزادی اندیشه است و پس از آن هر چه مردم بگویند تابع همان می شوند. در حالی كه در خاورمیانه اكثریت قریب به اتفاق كشورها دارای حكومت سكولار با استبداد شدید و برای مدت طولانی هستند، این اتهام زنی به اسلام خود جای سوال دارد. به راستی اگر غرب با معیار دموكراسی و حقوق بشر حركت می كند چرا قبل از شروع انقلاب های مردمی در كشورهای خاورمیانه نباید متحدان خود را كه با استبداد حكم می رانند وادار می كرد تا به حقوق ملت خود احترام بگذارند؟
حكومت های خاورمیانه برای سالیان درازی بر خلاف اراده ملت خود حركت كرده اند. آن ها نه تنها گروه های اسلامی را كه مورد حمایت اكثریت مردم بوده اند از یك رقابت سالم و آزاد محروم كرده اند، بلكه در سیاست خارجه خود دقیقا بر خلاف آرمان مردم در حركت بوده اند. كشور مصر در میان اعتراض مردم خود قرار داد كمپ دیوید را با اسراییل امضا كرد و این كشور را به رسمیت شناخت. همین كشور از جنگ 22 روزه غزه را بسته و در واقع در تهاجم اسراییل به مردم فلسطین با این كشور همكاری داشته است. همگامی افراطی با آمریكا و اسراییل این فرصت را به حكام عرب داده تا با خیالی آسوده و بر اساس استبداد مطلق بر ملت خود حكمرانی كنند و فساد مالی حیرت آوری را به بار آورند بدون اینکه از سوی متحدان غربی خود زیر فشار باشند.
هرچند كه سكولارها به اسلام گرایان انتقاد وارد می كنند و آن ها را افرادی مطلق گر می دانند كه اگر به قدرت برسند به مخالفان خود فرصت ابرار وجود نمی دهند، اما در عالم سیاست آن چه كه معیار ارزیابی است عمل است نه شعار. باید دید سكولارها در اوج قدرت به مخالفان اسلامی و حتی غیر اسلامی خود چه امتیازی از حداقل حقوق انسانی و سیاسی داده اند كه امروزه با به راه انداختن موج اتهام می خواهند فرصت دوباره ای را برای خود خلق كنند؟
وحشت از به قدرت رسیدن اسلام گرایان پیش از اینكه جنبه عملی داشته باشد، جنبه فرو ریختن دیوار اسلام هراسی است و این كه موج بیداری اسلامی در دیگر كشورهای اسلامی ایجاد شود. در كشور تركیه نظامیان سكولار بارها دولت های اسلامی را که با رای مردم روی کار آمدند به بهانه رواج اسلام گرایی با کودتا ساقط كردند، اما امروزه حاكمیت یك دولت اسلامی در این كشور به ترویج ارزش های انسانی بشری در تركیه مثل حقوق كردها واقلیت های قومی و مذهبی ختم شده است. تجربه تركیه اگر در مصر و تونس تكرار شود ،دیگر سكولارها بهانه ای برای حاكمیت استبداد و فساد مالی نخواهند داشت، زیرا در چنین فضایی اسلام هراسی خریداری ندارد و آن ها نمی توانند غرب و جهان را از قدرت گرفتن اسلام گرایان بترسانند.
حذف كردن اسلام گرایان از معادلات سیاسی به بهانه وجود فكر استبدادی در حالی كه آن ها خود چنین ادعایی ندارند، بلكه اعلام كرده اند که به ارزش های دموكراسی پایبند هستند، حمله ای مرگبار علیه دموكراسی محسوب می شود. دموکراسی بر اساس اراده مردم شکل می گیرد نه بر خلاف اراده مردم پس چگونه می توان در یك كشور دموكراسی حاكم باشد در حالی كه اكثریت مردم آن مسلمان و متعهد و پایبند به ارزش های اسلامی هستند و حال اینكه بی توجه به این ارزش ها، ارزش های سكولار حاكم باشد؟
پاسخ به این سوال همان وحشتی است كه به فرو ریختن كاخ سكولاریزم و آغاز بیداری مردم حول محور اسلامی ختم می شود.
برچسب ها:
اسلام سکولار دموکراسی مصر تونس جدال