از ابن مسعود رضي الله عنه روايت شده است که گفت: (چنان خوب به ياد دارم که) گويي به پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم نگاه مي کنم که حکايت يکي از پيامبران را بازگو مي فرمايد که: طائفه اش او را زدند و خون آلودش کردند و او خون صورتش را پاک مي کرد و مي گفت: «پروردگارا قوم مرا هدايت کن، چون که آن ها نمي فهمند.» (متفق عليه).
عناوین اصلی

خبرنامه بیان

با عضویت در خبرنامه می توانید از اخبار مهم و جدیدترین مطالب سایت بیان مطلع شوید.

برای عضویت ایمیل خود را به صورت صحیح در باکس زیر وارد کرده و روی عضویت در خبرنامه کلیک کنید.

 

 

Delivered by FeedBurner




اُمّ المؤمنین عایشه(رضي الله عنه) همسر، همراه و همراز پیامبر (صلي الله عليه وآله وسلم) - بخش سوّم و پایانی
 
نویسنده: دکتر رُفَیدة الحبش
ترجمه: داود نارویی
در زندگی عایشه صدیقه صفات مهم و اساسی وجود دارد که خداوند با لطف و کرم خودش به او ارزانی داشته است. عایشه (رضي الله عنها) یکی از همسران پیامبر (صلي الله عليه وآله وسلم) است از جمله کسانی که خداوند پاکی و برائت آن ها را از آلودگی اعلام کرد آن ها را مادر و ناموس مؤمنان قرار داد. پیامبرخدا (صلي الله غليه وآله وسلم) نیز به بزرگی و عظمت عایشه (رضي الله عنه) ارج می نهاد، بدین جهت او را در قلب خود جای داده بود. عایشه (رضي الله عنها) با حکمت و بینشی عمیق در کنار پیامبر (صلي الله عليه وآله وسلم) زندگی می کرد گویی هر لحظه زندگی او با پیامبر (صلي الله عليه وآله وسلم) فرصتی برای آموختن و کسب فیض از آخرین پیامبر خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) بوده است.
عایشه وامر به معروف و نهی از منکر
شخصیت ام‌المؤمنین عایشه بهمثابه ی یک زن دعوتگر و مسئول در تصمیم گیری ها و موضع گیری های وی نسبت به مقوله یامر به معروف و نهی از منکر متجلی می شود. روزی حفصه دختر عبدالرحمن با چارقدی نازکو با گریبانی برهنه، نزد وی آمد. عایشه آن چارقد را پاره کرد و در عوض یک چارقدغلیظ و کلفت به او داد. (الطبقات الکبری، ج 8،ص 72) زمانی که زنان حمص نزدش آمدند،گفت: «شمایید که زنانتان را به حمام های عمومی می برید؟ از رسول خدا شنیدم: هر زنیکه لباس هایش را در جایی غیر از خانه ی شوهر خود در بیاورد، در حقیقت پرده ای را کهمیان او و خدا وجود دارد، پاره کرده است.» (المسند، امام احمد،ج 6، ص 41)
عایشه‌ی صدیقه نسبت به قضیه‌ی امر به معروف کوتاهی نمی کرد و از آن عقب‌نشینی نمی‌نمود، بلکه برای عملی و اجرا نمودنِ آن، مقاومت و پایداری نشان می‌داد. نقل شده: برادرش عبدالرحمن عاشق لیلی دختر جودی شده بود. چون با او ازدواج کرد، سخت شیفته‌اش شد و او را بر دیگر زنان خود ترجیح داد. سرانجام زنان عبدالرحمن به عایشه شکایت نمودند. عایشه مدام عبدالرحمن را سرزنش می‌کرد و از او می‌خواست با همسرانش به عدالت رفتار کند. اما عبدالرحمن می‌گفت: رهایم کن. در الاغانی آمده: خواهرکم، رهایم کن، به خدا قَسم گویی من از میان دندان هایش دانه‌ی انار می مکم. (الاغانی، ج 17،ص 359)
با این حال، پس از چندی عبدالرحمن به این زن خود جفا نمود و نسبت به او بی میل و بی علاقه گردید. لیلی از عبدالرحمن به عایشه شکایت نمود. عایشه به عبدالرحمن گفت: «تو، هم در عشق ورزیدن و هم در کینه ورزیدن به او افراط نمودی یا با او به انصاف و عدالت رفتار کن و یا این که او را نزد خانواده اش بفرست.» (البدایة و النهایة؛ الاصابة، ج 4، ص 404)
 
عایشه در عرصه اجتهاد
عایشه‌ی صدیقه از عالمان و مجتهدان بزرگ صحابه به شمار می‌رود. قاسم بن محمد یادآور شده که ام‌المؤمنین عایشه (رضی‌الله عنها) از زمان خلافت ابوبکر، عمر و عثمان تا هنگامی که چشم از جهان فرو بست، به صورت مستقل به مردم فتوا می‌داد. بنابراین می‌بینیم او به مفاهیمی که از پیامبر خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) شنیده، بسنده نکرده، بلکه در راستای استنباط حکم حوادث جدیدی که به صراحت حکمشان در کتاب و سنت یافت نمی‌شد، به اجتهاد می‌پرداخت. از جمله استنباط های فقهی او از این قرار است:
زنی به او گفت: ای ام‌المؤمنین! من کنیزی داشتم که ان را به زید بن ارقم به هشتصد درهم فروختم. قرار بر این شد تا قیمتش را زمان توزیع سهام (عطایا) به من بپردازد. اما پیش از دریافت قیمت آن دوباره آن را به ششصد درهم خریدم. به این شکل ششصد درهم را به صورت نقدی از او دریافت نمودم و دویست درهم وام باقی ماند.
ام المؤمنین عایشه‌ی صدیقه (رضی‌الله عنها) گفت: تو و زید بسیار بد داد و ستد نموده‌اید. این خرید و فروش، جهادی را که زید در کنار پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) کرده، باطل نموده است، مگر این که توبه کند.
زن، به ام‌المؤمنین عایشه‌ی صدیقه گفت: اگر سرِ پولم را بردارم و اضافه را به او پس بدهم چگونه است؟
عایشه (رضی الله عنها) گفت: «هر کس که اندرزی از جانب پروردگارش به او رسید و (از رباخواری) دست کشید، آن چه در گذشته بوده، از آنِ او است.» (سوره بقره آیه 275) چون زید بن ارقم از فتوای عایشه اطلاع یافت، از این خرید و فروش دست کشید و از خداوند آمرزش خواست.
آن چه ذکر گردید، تنها بخشی از کلیه‌ی ابعاد دعوت در زندگانی عایشه‌ی صدیقه به شمار می‌رود. شاید پدیده‌ای که این ابعاد را از دیگران متمایز می‌سازد، شیوه‌ای باشد، که عایشه‌ی صدیقه دررساندن دعوت و ابلاغ دستورات و قوانین دینی به دیگران در پیش گرفته بود.
 
عایشه و تربیت اسلامی
نبوغ ام‌المؤمنین عایشه همچنان که در زمینه‌ی حفظ و به خاطرسپردن مطالب جدید به وی کمک می‌نمود، در تجزیه و تحلیل و فهم عمیق مسائل نیز او رایاری می‌رساند. مسلماً حافظه‌ی قوی همراه با قدرت فهم و تجزیه و تحلیل به نتایج بزرگ و سودمندی می‌انجامد. بدیهی ترین مقوله‌ای که از ترکیب این دو پدیده استنتاج خواهد شد، شکل گیری یک شخصیت نیرومند و متعادل است. ام‌المؤمنین عایشه (رضی‌الله‌عنها) در باب تجزیه و تحلیل حوادث از نبوغ بالایی برخوردار بود. چگونگی آغاز جرریان وحی و سپس نحوه‌ی دسته بندی رویدادها از جمله موضوعاتی بود، که ام‌المؤمنی عایشه (رضی‌الله‌عنها) در باب آن‌ها اظهار نظر می‌کرد. بهترین و گویاترین سندی که در باب آغاز وحی در دست داریم، روایتی است، که از ام‌المؤمنین عایشه (رضی‌الله‌عنها) نقل شده است. (ر.ک: صحیح بخاری، باب بدء الوحی) قرآن به صورت تدریجی نازل شده بود. عایشه‌ی صدیقه (رضی‌الله‌عنها) این مقوله را به شیوه‌ی تربیتی قرآن برمی‌گرداند. می‌گفت: نخست سوره‌ای با مقطع‌های کوتاه که در آن یادی از بهشت و جهنم شده بود، نازل گردید. همین که مردم به اسلام دل باختند، حلال و حرام نازل شد. اگر در همان ابتدا نازل می‌شد: شراب نخورید. قطعاً مردم می‌گفتند: ما هیچ گاه شراب را ترک نمی‌کنیم. اگر در آغاز نازل می‌شد: زنا نکنید، می‌گفتند: هرگز زنا را رها نمی‌کنیم. (صحیح بخاری)
او از این مقوله برای خود نوعی روان‌‌شناسی تربیتی به دست آورده بود. ام‌المؤمنین عایشه (رضی‌الله‌عنها) قبل از هر چیز به اصلاح جامعه و مردم می‌اندیشید. بدین جهت در انتخاب شیوه‌ی صحیح، وسواس نشان می‌داد. او در نهایت این شیوه را از قرآن و نزول تدریجی و گام ‌به‌گام آن کسب کرده بود: یعنی تربیت و دعوت به صورت تدریجی و گام‌ به‌گام.
پرداختن به اصول عقاید و سپس کم‌کم به سوی احکام و حلال و حرام سوق دادن. در زمینه‌ی تربیت کودکان نیز، او دقت خاصی از خود نشان می‌داد. مثلاً از والدین می‌خواست در کودکی به فرزندانشان شعر بیاموزند، تا زبانشان شیرین شود. زمانی که محمدبن ابوبکر در مصر کشته شد، دو فرزند از خود به جا گذاشت،که عبدالرحمن بن ابوبکر آنان را به مدینه آورد. عایشه بی‌درنگ آنان را از عبدالرحمن گرفت و به خانه‌ی خود آورد. یکی از این فرزندان قاسم بن محمد بود که از نوابغ روزگار به شمار می‌رفت. او بعدها می‌گفت: هیچ پدر و مادری نیک‌تر از او ندیده‌ام. (الاغانی، ج 2، ص 319)
عایشه این دو تا را با خود نگهداشت، تا این که بزرگ شدند. روزی به تنِ هر دو لباسی سفید پوشاند و هر دو را روی زانوان خود نشاند. سپس دنبال عبدالرحمن فرستاد و با زبانی بلیغ و رسا به او گفت: «برادر! می‌بینم از زمانی که این دو کودک را از تو گرفته‌ام، مرتب از من روی می‌گردانی. اما به خدا قسم، این دو تا را نه به این خاطر از تو گرفته‌ام، که به تو تجاوز کنم یا تو را متهم سازم و نه چیز دیگری که تو دوست نداری. ولی تو مردی بودی که چندین زن داشتی. این دو کودک هم کاری از دستشان بر نمی‌آمد. بیم داشتم زنان تو از آلودگی‌هایی که کودکان عموماً دچار آن ها می‌شوند، متنفر شوند. بنابراین من در این زمینه برایشان مهربان‌تر بودم و در سرپرستی آنان از اولویت برخوردار بودم. اما اکنون هر دو نیرومند و جوان شده‌اند و می‌دانند چه کار باید بکنند. حالا این دو تا را با خودببر و به خانواده‌ات ملحق کن.» (الاغانی، ج 2، ص 319)
ام‌المؤمنین عایشه (رضی‌الله‌عنها) این درس ها را از داستان زنی آموخته بود به نام جُحَیّه کندی، که درضمن سخنانش داستان آن زن را نیز برای برادرش عبدالرحمن تعریف نمود، تا صداقت و عینی بودن موضع خود را اثبات نماید. (ر.ک: الاغانی،ج ،صص 20-313)
روش دعوت ام‌المؤمنین عایشه‌ی صدیقه (رضی‌الله‌عنها(
ام‌المؤمنین عایشه (رضی‌الله‌عنها) دردعوت خود درست همان روشی را در پیش گرفته بود، که پیامبر (صلی الله علیه‌ وآله وسلم) درزندگی خود داشت. او می‌کوشید خود را به عقل و فهم مخاطبانش نزدیک کند. به همین سبب هنگام سخن گفتن درنگ می‌کرد و آرام و شمرده حرف می‌زد، تا سخن بر دل‌ها بنشیند و در اعماق نفوذ کند. به همین جهت چون شنید، که ابوهریره (رضی‌الله‌عنه) پی در پی و بیدرنگ «حدیث» می‌گوید، برآشفت و گفت: پیامبر خدا حدیث را همانند شما بی‌درنگ و به سرعت بیان نمی‌کرد، بلکه به آرامی سخن می‌گفت. حتی اگر کسی می‌خواست سخنانش را بشمارد، می‌توانست. ضمناً سخنانش را سه بار تکرار می‌کرد. (صحیح بخاری، بخش مناقب)
ام‌المؤمنین عایشه‌ی صدیقه (رضی‌الله‌عنها) برای این که دل‌ها را به چنگ آورد و بر قلب‌ها چیره شود، چون می‌خواست در مورد زنان حرف بزند، در آغاز کارهای مثبت و پسندیده آن ها را یادآور می‌شد و از ارزش و جایگاهشان تمجید می‌نمود. این روش سبب می‌شد، که آنان بیشتر در جهت کسب رضایت و خشنودی خداوند حرکت کنند و به سوی تقوا و نیکی تشویق شوند. صفیه دختر شیبه می‌گوید:
روزی نزد عایشه بودیم. موضوع زنان قریش و فضیلت و جایگاهشان به میان آمد. عایشه گفت: بی‌تردید زنان قریش دارای ارزش و فضیلت هستند، اما به خدا سوگند من زنانی بهتر از زنان انصار ندیده‌ام. آنان به سرعت کتاب خدا را تصدیق نمودند و به وحی ایمان آورند. چون این آیه نازل گردید: «...وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ...»، «... زنان باید چارقد و روسریشان را بر گریبان خود بیاویزند...» (سوره نور آیه 31)
مردان انصار بی درنگ نزد زنان خود رفتند و آیاتی را که خداوند نازل کرده بود، بر آنان خواندند. مرد می‌رفت و برای زن، دختر، خواهر و همه‌ی زنان خویشاوندش آیات نازل شده را می‌خواند. از این پس هیچ زنی باقی نماند، مگر این که پارچه‌ای را که داشت، برداشت و آن را به سر نمود. این سرعت عمل تنها به خاطر این بود که آنان به آیاتی که خداوند در قرآن نازل کرده بود، ایمان داشتند. پس از این چون در نماز پشت سرِ پیامبر خدا قرار می‌گرفتند، سرهایشان پوشیده بود. گویی کلاغ بر سرهایشان نشسته‌ بود. (تفسیر ابن کثیر،ج 3،ص 284)
امام بخاری از عایشه حدیثی روایت نموده مبنی بر این که روزی سیاه پوستان در مسجد بازی می‌کردند. پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) عایشه‌ی صدیقه (رضی‌الله‌عنها) را با عبای خود پوشاند تا بازی کردن سیاهان را تماشا کند. عایشه پس از روایت این موضوع گفته است: «قدر دخترک نوباوه و کم سن و سال را که شیفته‌ی بازی و سرگرمی است، بدانید.» (صحیح بخاری، ج 3،ص 266)
همچنین به گروهی از زنان گفته است: «تنها مردان بزرگوار با شما نرمی و مهربانی می‌کنند و تنها مردان پست و فرومایه شما را می‌زنند.»
 
عایشه و تجمع با زنان
عایشه‌ی صدیقه برای زنان حدیث روایت می‌نمود. گاه یک زن، و گاه دو زن و گاه ده زن نزد او برای شنیدن حدیث گرد می‌آمدند. بدین سان، خانه‌ی او شکل یک مرکز فرهنگی و دینی را داشت. (تفسیر ابن کثیر، ج 3،ص 284) عایشه در این خانه‌، نقش خویش را به عنوان یک دعوتگر آگاه و مسئول که به نشر حکمت و آموزش آن می‌پرداخت، ایفا می‌نمود. زنان با دقت به سخنانش گوش می‌سپردند و او این چنین احادیث پیامبر را با زبانی شیوا و رسا بیان می‌نمود: شما زنان مهم‌ترین چیزی هستید که پس از خودم به جای می‌گذارم. به خدا قسم به خدا قسم جز شکیبایان راستین، با شما مهربانی نمی‌کنند. (مسند امام احمد، ج 6، ص 121)
ای گروه زنان! به شما مژده باید پاداشی که در اثر اطاعت از شوهران و خدمت به فرزندان به شما تعلق می‌گیرد. شما در دنیا، بینوا و بیچاره‌اید، اما در آخرت با روح‌های پیامبران به سوی بهشت به پیش می‌تازید. خداوند هر گناهی را که از شما سر زده، به جز گناهان کبیره، می‌آموزد. (اعلام النساء، ج 3، ص 119)
گهگاه عایشه با زنان نماز می‌خواند. ریطه‌ی حنفیه روایت می‌کند: عایشه در نماز فرض ما را امامت نمود و در وسط ما ایستاد. (الطبقات الکبری، ج 8، ص 483 اعلام النساء)
او همچنین زنان را تشویق می‌کرد، که هرگاه وقت داشتند به کار آبرومند بپردازند. می‌گفت: هرگاه زن نماز فرضش را خواند، از شوهرش اطاعت نمود و دوک خود را به دست گرفت، گویی تسبیح خدا را می‌گوید.
می‌گفت: دوک در دست زن از سرنیزه‌ای که در دست مجاهد راه خدا هست بهتر است. (اعلام النساء، ج 3، ص 118)
از پیامبر (صلی الله علیه وآبه وسلم) نیز روایت می‌کرد: جهاد زنان، حج کعبه گزاردن است. (المسند، ج 6، ص 120؛ الطبقات،ج 8، ص 72)
 
عایشه و امانتداری در ابلاغ دعوت
ام‌المؤمنین عایشه‌ی صدیقه (رضی‌الله‌عنها) زندگیِ خالصانه و بی‌آلایش و سرشار از زلالی و خلوص در پیش گرفته بود. در تمام زندگی، سراسرِ وجودش را، این آرزو فرا گرفته بود که خداوند او را در ساری جاودانگی به پیامبر عزیز برساند. او سخت شیفته بود که همه‌ی روایاتی راکه در حافظه دارد، با امانتداری و تعهد به دیگران منتقل کند. تا بدین سان وظیفه‌ی خود را در قبال امت به صورت کامل ادا کرده باشد. او در پیش روی خود این فرموده‌ی پیامر را قرار داده بود: جز انسان‌های آموزگار یا متعلم، کسی دیگر از من نیست.
او، دانشمندی بود که نسبت به علم خویش سخت متعهد و پایبند بود. او در این کار مخلص و در ابلاغ آن امانت دار بود. هر چند در عمل انتقال حدیث، ضعف خود او بیان می‌گردید. روایات زیادی در خصوص سرزنش او به وسیله‌ی پیامبر به سبب حسادت و غیرت بیش از حدش نسبت به هووهای خویش، نقل نموده است. وی هیچ گاه نمی‌کوشید که اشتباه خود را بپوشاند. خودش نقل می‌کرد، که در قبال زینب دچار اشتباه شده است. همچنین اعتراف می‌کرد، که زینب زنی صالح و نیکوکار بود. شب‌ها به نماز می‌ایستاد و روزهابه روزه گرفتن می‌پرداخت و در صدقه دادن نسبت به همه‌ی همسران پیامبر پیش دست‌تر و دست و دل بازتر بود. عایشه‌، در قبال صفیه و دیگران نیز چنین نموده است.

منبع: عایشه همسر، همراه و همراز پیامبر، نشر احسان، چاپ اول 82

 

 برگرفته از سایت اصلاح





برچسب ها: زندگی نامه عایشه صدیقه همسر پیامبر رسوال الله

ارسال شده در مورخه : دوشنبه، 8 آذر ماه، 1389 توسط admin  پرینت

کاربرانی که به این خبر امتیاز داده اند.(قرمز رأی منفی و آبی رأی مثبت):

مرتبط باموضوع :

 چرا لذت ایمان را احساس نمی کنیم؟  [ دوشنبه، 15 فروردين ماه، 1390 ] 698 مشاهده
 گناهان عامل نابودي ملت ها (قسمت دوم)  [ سه شنبه، 4 مرداد ماه، 1390 ] 289 مشاهده
 اُمّ المؤمنین عایشه (رضی الله عنها) قسمت اول  [ پنجشنبه، 29 مهر ماه، 1389 ] 684 مشاهده
 فضایل خوردن سحری و افطار  [ چهارشنبه، 3 شهريور ماه، 1389 ] 950 مشاهده
 درد و دل با خدا 5  [ سه شنبه، 9 شهريور ماه، 1389 ] 695 مشاهده
 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نام شما (ضروری): 
ایمیل شما (ضروری): 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]
امتیاز دهی به مطلب

انتخاب ها

 فایل پی دی اف فایل پی دی اف

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 ارسال به دوستان ارسال به دوستان

 گزارش این پست به مدیر سایت گزارش این پست به مدیر سایت


اشتراک گذاري مطلب