از ابن مسعود رضي الله عنه روايت شده است که گفت: (چنان خوب به ياد دارم که) گويي به پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم نگاه مي کنم که حکايت يکي از پيامبران را بازگو مي فرمايد که: طائفه اش او را زدند و خون آلودش کردند و او خون صورتش را پاک مي کرد و مي گفت: «پروردگارا قوم مرا هدايت کن، چون که آن ها نمي فهمند.» (متفق عليه).
عناوین اصلی

خبرنامه بیان

با عضویت در خبرنامه می توانید از اخبار مهم و جدیدترین مطالب سایت بیان مطلع شوید.

برای عضویت ایمیل خود را به صورت صحیح در باکس زیر وارد کرده و روی عضویت در خبرنامه کلیک کنید.

 

 

Delivered by FeedBurner




جوان هرمزگانی چه می گوید؟
چندی پیش در محفلی دوستانه با دوست جوان و تحصیل کرده دانشگاهی بومی صحبت هایی پیش آمد که بیان و ذکر آن در اینجا و در یک مقوله خالی از لطف نیست. از چهره جوان در چند جمله کوتاه معلوم بود چیزهای زیادی برای گفتن دارد؛ از هردری سخنی به میان آمد. جوان تحصیل کرده ما میل و رغبتی در استفاده از رشته و تخصص تحصیلی خود نشان نمی داد و با بی اعتنایی از واژه شغل و کار می گذشت و آن را دور از دسترس می دانست.
در ابتدای گفتگو سوال کردم شما جوان بندری و هرمزگانی را چگونه می بینید؟ و آیا وجه اشتراکی با سایر جوانان عزیز هموطن مان دارد؟ در چند جمله کوتاه پاسخ داد: جوان هرمزگانی فردی است با استعداد و صادق با ظرفیت های زیاد که به طور مطلوب از آن استفاده نشده است و وقتی از وی توضیحات بیشتری خواسته شد، پاسخ داد: ظرفیت هایی که بر آن اشاره شد استعدادهای نهفتنی درصد بالایی از جوان هرمزگان است، که یا خود و یا جامعه و محیط زندگی پیرامون آن نخواسته است از این ظرفیت ها استفاده شود و ادامه داد هر وقت شرایط مناسبی برای بهره وری بوده جوان هرمزگان با شایستگی تمام از آن استفاده نموده و آن را بصورت مفیدی به جامعه خود عرضه داشته است. همین ورزش و رشته فوتبال و چند رشته دیگر ورزشی را می گویم که جوان این خطه از سرزمین عزیز در شرایط محدود و با استفاده از امکاناتی نه چندان ایده آل توانسته است خود را نشان دهد و به مدارج ورزشی بالایی دست یابد که ما در سال های پیش حتی سابقه حضور در المپیک جهانی را نیز داشته ایم، اما با وجود نبودها و عدم امکانات مناسب از همه ظرفیت های جوان هرمزگانی استفاده نشده است.
سوال کردم آیا جوان بندری خواسته است از ظرفیت ها و استعدادهای نهفته خود استفاده کند؟ برای جلب و جذب امکانات و رفع نیازهای خود چه قدم هایی برداشته است؟ تحصیل کرده های بومی تا چه حد توانسته اند از دانش تحصیل و تجارب خود بهره برند؛ پاسخ داد: ما در استان شرایط خاص خود را داریم که در ابتدای امر به معضل قاچاق و نقش اقتصادی آن در قشر زیادی از ساکنین هرمزگان اشاره می کنیم. ببینید درآمدهای زود حاصل آن هم در کمیت بالا از قاچاق بسیاری از انگیزه های گرایش به استفاده از تخصص های تحصیلی و کسب شغل و حرفه از رشته تحصیلی دانشگاهی را کم رنگ ساخته است تا جایی که بسیاری از جوانان تحصیل کرده تمایل چندانی در استفاده از رشته تحصیلی خود نشان نمی دهند. گفتم این مسئله یعنی معضل قاچاق عمومیت ندارد و خاص پاره ای از کسانی است که به زندگی به صورت صحیح آن فکر نمی کنند و بقول معروف فقط حال را می نگرند در حالیکه در استان و منطقه استعدادهای فراوانی در زمینه کشاورزی، صنعت، فعالیت های تولیدی و شیلات و چند مورد دیگر وجود دارد که می توان از آن ها در راستای ساختن یک جامعه شاد و فعال استفاده نمود.
دوست عزیز ما که با رشته دانشگاهی خود در یک شرکت ساختمانی کار می کند گفت ماهانه فقط سیصد بیست هزار تومان حقوق دریافت می کنم. آیا این مبلغ جواب گوی زندگی من خواهد بود؟ آیا می توانم در آینده به راحتی ازدواج نموده و برای خود زندگی ساده و با رفاه نسبی تشکیل دهم؟ آیا با این پول قادر به ادامه تحصیل که علاقه شخصی من است خواهم بود؟ با تهیه مسکن چه کنم؟ چگونه می توانم مسافرت کوتاهی داشته باشم؟ و دوست جوان چند چرا و سوال دیگر را مطرح و عنوان نمود که ناشی از صداقت و آینده نگری او بود. دور از انصاف دیدم که نگاهی گذرا به اظهارات و خواسته های این جوان تحصیل کرده عزیز نداشته باشم، لذا گفتم پاره ای توضیحات را قبول دارم اما این بدان معنا نیست که زانوی غم بدست گیریم و در ذهن خود فقط به چه کنم ها بپردازی. بسیاری از جوانان تحصیل کرده بومی متأسفانه خواسته یا ناخواسته ، دانسته یا ندانسته از واژه تلاش و تکاپو دور مانده اند. البته دسترسی به امکانات در حداقل زمان با حداقل تلاش دست نیافتنی است. ادامه دادم ما از همشهریان و بومیان استان خود می توانیم درس های زیادی بیاموزیم. کشاورزان سخت کوش را در شرق استان در مناطق جاسک و میناب و رودان ببیینم که چگونه در باغ ها و مزارع در تلاش اند. ساکنین جزایر و حاشیه نشینان دریا را ببینیم که در شغل صیادی خود چگونه با امواج دریا دست و پنجه نرم می کنند. به غرب استان نگاهی داشته باشیم چگونه در مناطق بستک و روستاهای اطراف آن و پارسیان و بندرلنگه با وجود نخل و طبیعت و کم آبی به کشاورزی می پردازند تا از محل و ممر درآمد ناچیز آن معاش خود و خانواده شان تامین نمایند و از نقش وسیع دریانوردان و صیادان در جای جای سواحل استان بگوییم که با چه سختی ها حاصل کار و فعالیت های روزانه خود را صرف زندگی و بهبود آن می کنند و از باغ داران و نخل داران در شمال استان از فین و سیاهو گرفته تا مناطق حاجی آباد و اطراف آن که با برداشت محصول از پرتقال و نارنگی تا خرما و غلات زندگی را می گذرانند و خدای بزرگ و توانا نیز زحمات آن ها را ارج نهاده و خیر و برکت را به زندگی آن ها ارزانی داده است.
دوست عزیز ما که قدری به فکر افتاده بود با طنزی خاص گفت: بعد از این همه تحصیل و اخذ مدرک تحصیلی به بالای نخل برم و یا بر عرشه موتور لنج نشسته و یا در مزارع بیل به دست بگیرم تا بتوانم زندگی خود را بگذرانم؟ در جواب گفتم: دوست عزیز من، بسیاری و بخصوص نسل جوان ما از آسیب تهاجم فرهنگی دور نمانده اند و متاسفانه در سال های اخیر که وسایل ارتباط جمعی پیشرفت گسترده ای داشته است و اینترنت و دیگر مظاهر پیشرفته ارتباط جمعی به همه جا راه یافته در کنار فواید مثبت، بدآموزی هایی نیز به همراه داشته است. میل به اینکه اتومبیل آخرین مدل و موبایل گران قیمتی در دست باشد، قشر زیادی از نسل جوان را شیفته و فریفته خود ساخته است، در حالی که واقعیت ها می گویند همه این ها دست یافتنی است اما بعد از تلاش و پشتکار در زندگی بدست می آید. دوست ما با طعنه و طنز گفت: در مورد خودم، من بیست و هفت و هشت سال را پشت سرنهاده ام و بقول معروف تاریخ مصرف ما گذشته است و برای رسیدن به خواسته ها عجله دارم. به او گفتم: دوست صبور و سلیم، برای رسیدن به خواسته ها دیر نیست؛ نیل به خواسته ها زمانی پدید می آید که پشتکار و تلاش همراه آن باشد. به دوستم گفتم: این که می گویند شرایط آب و هوا و رطوبت و شرجی خستگی و تنبلی به همراه دارد جمله غلطی است. همشهریان عزیزی که 4-5 دهه قبل را در بندرعباس بیاد دارند، به خاطرشان می آید که آن روزها سنگ های معدنی کرمیت از معادل فاریاب و اسفندقه استخراج می شد، به صورت ابتدایی توسط کارگران که اکثریت آن ها زن ها تشکیل می دادند با حلب به داخل کمپرسی ها ریخته و سپس در محوطه اسکله همین سنگ ها با حلب به داخل دوبه ها ریخته می شد و از تجهیزات امروزی نظیر نوار نقاله مترقی خبری نبود و اکثریت این کارگران در شبانه روز حتی تا 14 ساعت به این کار سخت و طاقت فرسا مشغول بودند و گرمی هوا و شرجی آن و شب و روز برایشان معنی و مفهومی نداشت، چون برای گذراندن زندگی به درآمد حاصل از کار شبانه روزی نیاز داشتند و لذا در این میان تلاش می کردند و نتیجه تلاش خود را می دیدند که چگونه این دستمزدها و لو هر قدر ناچیز زندگی آن ها و خانواده شان را تامین می کند. ادامه دادم در گذشته نه چندان دور شاید در چهار یا پنج دهه قبل نفت و بنزین مصرفی شهر بندرعباس در بشکه و حلب در ساحل محله خواجه عطا از وسایل حمل و نقل دریایی تخلیه می شد و کارگران که عموم آنان را زنان تشکیل می دادند حلب های پر را بر سر و یا زیر بغل گرفته و به محل انبار نفت آن روز و پمپ بنزین فعلی مجاور میدان امام منتقل می نمودند. از توان جسمی زنان برای کسب درآمد گفتیم این را هم اضافه کنیم که زنان در کار سخت بنایی و در حمل و نقل مصالح ساختمانی نیز حضوری فعال داشتند، کاری که در سراسر کشور کم سابقه و شاید هم بی سابقه بود. به دوست جوان گفتم بنابراین بیان این جمله که رطوبت و شرجی هوا و شرایط اقلیمی آب و هوا آدم را کم تحرک و تنبل می سازد بیشتر به یک شوخی شباهت دارد تا یک واقعیت و بعد از دقایقی بحث با این دوست جوان خاتمه یافت در حالی که هنوز پرسش و سوال و مطلب در چهره اش نمایان بود. به دنبال ختم نشست دوستانه و رفتن دوست جوان در این فکر بودم که چگونه در شرایط فعلی استان استعدادها هرز می رود و یا از آن ها استفاده لازم نمی شود. دو سه دهه است که دانشگاه ها و مراکز آموزش و عالی در شهرها و استان هرمزگان در رشته های مختلف گشایش یافته اند اما علی رغم این که این استان از قطب های مهم صنعتی به شمار می آید و ده ها طرح بزرگ و کوچک و ساخت و سازهای بسیاری در حال انجام هستند و نیز به قولی نرخ بیکاری در بندرعباس در مقایسه با دیگر شهرها در حد پایینی است، اما جلب و جذب نیروهای بومی تحصیل کرده با تحصیلات دانشگاهی در رسیدن به مشاغل متناسب با رشته تخصص خود رقم اندکی است که این جای گله فراوان است.اگر نگاهی به طرح های بزرگ صنعتی استان می بینیم به کارگیری و استفاده از تخصص های بومی در حد پایینی است و این امر موجب دلخوری بخش عظیمی از فارغ التحصیلان بومی گردیده است در این مورد بارها از طریق وسایل ارتباط جمعی توسط صاحب نظران و در مجالس و محافل کوچک و بزرگ از جلب و جذب نیروی بومی محل صحبت به میان آمده، اما با دید جدی به آن نگاه نشده است. در اینجا به یکی دو مورد راهکار اشاره می شود شاید بتواند تا حد زیادی مثمر ثمر باشد.
الف: چون در استان از تمام ظرفیت های موجود در بخش کشاورزی، تولید، خدمات و امکانات و استعدادهای بالقوه استفاده نشده است. مقامات اجرایی استان می توانند با بانک ها هماهنگی لازم را نموده تا چنان که نیروی بالقوه فعال محلی در هر بخشی از اشتغال با نبود و یا کمبود سرمایه مواجه شود بانک ها تسهیلات لازم را در اختیار متقاضیان قرا دهند تا رفته رفته از تمام ظرفیت ها در بخش های گوناگون استفاده مطلوب صورت پذیرد و بخش عظیمی از نیروی فعال تحصیل کرده محلی بکار گمارده شوند.
ب: می دانیم بساری از صاحبان سرمایه در کشورهای جنوب خلیج فارس از استان هرمزگان هستند و آنان تمایل زیادی به سرمایه گذاری در موطن اصلی دارند، لذا لازم است با اتخاذ تصمیمات مناسب این گونه سرمایه را به سوی هرمزگان سوق داد و تحقق این امر همت مقامات اجرایی را می طلبد که به این مهم پردازند و از بوروکراسی اداری در جلب و جذب سرمایه های محلی بکاهند.
ج: مورد مهم دیگر اینکه باید تمهیداتی بکار گرفته شود تا در آمدهای حاصل از قاچاق از اقتصاد استان حذف شده و یا رفته رفته در آمد و گردش سرمایه در زمینه قاچاق هر روز کمرنگ تر گردد و تمایل و انگیزه ای به سوی آن نباشد.
د: استان هرمزگان در زمینه کشاورزی و معادن دارای استعدادهای فراوانی است لازم و ضروری است برای محصولات کشاورزی و مواد استخراج شده آن بازار مناسبی پیدا نمود و این بازار هم اکنون در فاصله جغرافیایی کم با استان وجود دارد و در اختیار گرفتن این بازار حذف بسیاری از محدودیت های اداری را به همراه دارد. جای تاسف فراوان است که ما شاهد وجود بسیاری از محصولات کشاورزی وارداتی از کشورهای خاورمیانه، هند و آفریقا و حتی از آمریکای جنوبی در ویترین سوپر مارکت ها در جای جای کشور همسایه امارات هستیم، در حالی که اکثریت این محصولات کشاورزی در استان عزیز ما در حد زیادی وجود داشته که نیاز به بازار مناسبی دارند.
گفتنی ها زیاد است و از حوصله شما عزیزان خارج لذا ادامه بیان این مسائل را به وقت دیگر و فرصت های مناسب تری موکول می نماییم. امید آن که این توضیحات سهم هر قدر ناچیز در رساندن گفتنی ها به مخاطبان عزیز داشته باشد.
 
محمود مستوری




برچسب ها: جوان هرمزگانی صیادی مدرک تحصیلی

ارسال شده در مورخه : شنبه، 8 آبان ماه، 1389 توسط Hanan  پرینت

کاربرانی که به این خبر امتیاز داده اند.(قرمز رأی منفی و آبی رأی مثبت):

مرتبط باموضوع :

 پارسی را پاس نداشته ایم  [ پنجشنبه، 18 آذر ماه، 1389 ] 341 مشاهده
 رویدر شناسی  [ چهارشنبه، 4 فروردين ماه، 1389 ] 1384 مشاهده
 نگاهي به فعاليت هاى انجمن مبشرين قشم (رمكان)  [ شنبه، 17 بهمن ماه، 1388 ] 403 مشاهده
 کریسمس در فلسطین و تساهل دینی مسلمانان  [ دوشنبه، 6 دي ماه، 1389 ] 275 مشاهده
 «شروه» شعر پر شور جنوب  [ پنجشنبه، 29 بهمن ماه، 1388 ] 1095 مشاهده
نام شما:
ایمیل شما:

در مورخه : يكشنبه، 9 آبان ماه، 1389
با سلام دوست عزیز ماشاء الله وب سایتت خوب رونق داره امیدوارم هر روز به توفیقاتت افزوده بشه ، اما بعد : خیلی کم پیدایی به ما سری نمیزنی ؟
ارسال جوابیه ]

نام شما:
ایمیل شما:

در مورخه : سه شنبه، 18 آبان ماه، 1389توسط
(مشخصات کاربر 3331096 | ارسال پیغام شخصی)
سلام علیکم به نظرمن یه چیزدیگه هم است الان اگه جمعیت استان هرمزکان را نکاه کنیم شایدنیمی از انها از استان های همسایه هستند که به دلیل نبود کار در منطقه خودمجبور به مهاجرت شده اندو اینجاست که عرصه بر هرمزکانی ها تنگ می شودچه می شود برای پیشرفت استان ازهم استانی های خود استفاده کنیم که انها نیز مانندجوانان استانهای دیگر مجبر به مهاجرت نشوند؟
ارسال جوابیه ]

 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نام شما (ضروری): 
ایمیل شما (ضروری): 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]
امتیاز دهی به مطلب

انتخاب ها

 فایل پی دی اف فایل پی دی اف

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 ارسال به دوستان ارسال به دوستان

 گزارش این پست به مدیر سایت گزارش این پست به مدیر سایت


اشتراک گذاري مطلب