عن أبي هريرة رضي اللَّه عنه أَن رسول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: «لَيس الشَّديدُ بِالصُّرعَةِ، إِنَّما الشديدُ الذي يَملِكُ نفسهُ عِند الغضبِ» متفقٌ عليه.
از ابو هريره رضي الله عنه روايت شده که: رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمود: نيرومندي و سرسختي به پهلواني نيست، بلکه نيرومند و سرسخت کسي است که در هنگام خشم نفس خود را مهار نمايد.
عناوین اصلی

خبرنامه بیان

با عضویت در خبرنامه می توانید از اخبار مهم و جدیدترین مطالب سایت بیان مطلع شوید.

برای عضویت ایمیل خود را به صورت صحیح در باکس زیر وارد کرده و روی عضویت در خبرنامه کلیک کنید.

 

 

Delivered by FeedBurner




جنگ زلّاقه یا نبرد برای بقای اسلام در اسپانیا
 
سقوط طلیطله
سقوط طلیطله به دست آلفونس پادشاه مسیحی یكی از مهمترین وقایع در تاریخ مسلمانان اسپانیا است. طلیطله شهری بود كه قریب به سیصد و هفتاد سال مسلمانان بر آن حاكمیت داشتند و عظمت و شكوه این شهر نهادی از تمدن اسلامی در اروپا و قلب اسپانیا محسوب می شد.
    اما هنگامی كه وحدت جای خود را به تفرقه داد و حكومت یكپارچه اسلامی در اسپانیا از هم پاشید و به جای دولت نیرومند اسلامی، ملوک طوایفی ظهور كردند كه بیشتر اوقات خود را صرف جنگ با یكدیگر و فتح شهرها و آبادی های هم می نمودند، این زمینه فراهم شد تا آلفونس پادشاه قدرتمند اسپانیا مسیحی، فتوحات خود را در سرزمین های اسلامی اسپانیا گسترش دهد و شهرهای بزرگ این سرزمین را یكی پس از دیگری فتح كند.
اما در میان تمامی فتوحاتی كه توسط پادشاه مسیحی اسپانیا صورت می گرفت، فتح طلیطله برای مسلمانان بسیار گران آمد، زیرا این شهر به مركزی برای تمدن اسلامی و پایتخت علمی و فرهنگی اسلام در اسپانیا تبدیل شده بود و از نظر جغرافیایی هم چون دژی بود كه خطی حایل بین اسپانیای مسیحی و اسپانیای اسلامی ایجاد می كرد. سقوط این شهر بدست اسپانیای مسیحی، موازنه سیاسی و نظامی را در جهت خلاف مصالح مسلمانان بهم زد و آن ها را در موقعیتی از ضعف و سقوط قرار داد.
در پاییز سال 477.م آلفونس با نیروی خود به نزدیكی طلیطله رسید و در محله المینه كه منطقه ای آباد و دارای كاخ ها و باغ های فراوان و زیبا بود اردو زد. در آن زمان حكومت طلیطله بدست القادر بود. با حمله آلفونس، القادر از دیگر امرای مسلمانان درخواست كمک كرده بود، اما تلاش او برای جلب حمایت امرای مسلمان و ایجاد یک سپاه نیرومند در برابر آلفونس بی نتیجه مانده بود. از میان حكام مختلف سرزمین های اسلامی تنها متوكل بن افطس حكمران بطلیموس برای نجات القادر و طلیطله به آنجا نیرو اعزام كرد.
آلفونس كه از قدرت خود برای پیروزی مطمئن بود، بلافاصله طلیطله را محاصره كرد و چون زمستان فرا رسید كمبود ارزاق بر ساكنان شهر گران آمد و آن ها تحت فشار شدیدی قرار گرفتند.
در این میان القادر با سپاه اندكش ناامیدانه به مقاومت ادامه می داد شاید كه گذشت زمان و طولانی شدن مدت جنگ سبب خسته شدن سپاه آلفونس و در نتیجه انصراف او از ادامه محاصره شود. اما سیاست القادر كارساز واقع نشد و او زیر فشار فرماندهان و معتمدین شهر برای تسلیم شدن، یقینش برای مقاومت تبدیل به تردید شد.
محاصره طلیطله نه ماه طول كشید. القادر امیدوار بود از امرای مسلمان كمكی به او برسد، اما هنگامی كه هییتی از جانب او برای مذاكره به اردوگاه آلفونس رفت، در آنجا دیدند كه سفرا و نمایندگان امرای مسلمان برای جلب دوستی در دربار آلفونس حاضر هستند. هنگامی كه این خبر به القادر رسید او از رسیدن هر گونه كمكی از جانب هم كیشان خود ناامید شد. مردم گرسنه طلیطله نیز سر به ناله برداشتند و برای نجات جان خود به القادر فشار آوردند، بالخره القادر تسلیم شد و شهر را به آلفونس تقدیم كرد.
سقوط طلیطله زنگ خطر را برای تمامی سرزمین های اسلامی در اسپانیا به صدا درآورد و آن ها را در موقعیت خطرناكی قرار داد. كندی مورخ اسپانیایی در خصوص سقوط طلیطله می نویسد: ،این شهركیان مسلمانان، مانع عبور مسیحیان از رود تاجه بود. فتح این شهر به واسطه ضعف مسلمانان، نیروی تازه ای به پادشاه كاستیل (آلفونس) بخشید، به طوری كه مسلمانان بعد از قرن ها عظمت و شرف،‌خود را در معرض سقوط و نابودی دیدند».
سقوط طلیطله تبعات فراوان مادی و فرهنگی در اسپانیا به همراه داشت، زیرا این شهر در گذشته پایتخت قدیم گت‌ها بود و پس از فتح آن توسط پادشاه كاستیل به مركز مذهبی اسپانیای مسیحی در آمد.
به همان اندازه شعرا و ادبای اسلامی در اندلس، در سقوط طلیطله كه در هنگام تسلیم شدن ذخایری از فرهنگ و تمدن اسلامی را با خود همراه داشت مرثیه‌ خواندند. به هر حال فاجعه سقوط طلیطله، خود به نقطه تحول عظیمی در طرز فكر و سیاستگذاری امرای اسلامی در اسپانیا تبدیل شد و به ظهور حوادثی جدید در این سرزمین ختم گردید.
 
تلاش اسپانیای اسلامی برای بقا
سقوط طلیطله بدست آلفونس پادشاه كاستیل ملوک الطوایف مسلمان را در اسپانیا سخت تكان داد و آن ها را از خوابی كه در آن فرو رفته بودند بیدار كرد. آن ها به خوبی این خطر را درک كردند كه سقوط طلیطله خود مقدمه ایی برای سقوط دیگر سرزمین های اسلامی است و اگر به فكر وحدت و یكپارچگی خود نباشند، اسپانیای مسیحی تمامی شهرها و آبادی های آن ها را خواهد بلعید.
آلفونس بعد از فتح طلیطله نامه های تهدید آمیزی برای معتمد بن عباد حكمران اشبیلیه و متوكل بن افطس حاكم بطلیوس نوشت و از آن ها خواست كه قلعه ها و املاک خود را تسلیم وی كنند.
روحیه‌ تهاجمی آلفونس و تهدیدهای وی علیه امرای مسلمان فكر وحدت را در ذهن آن ها زنده كرد. سقوط طلیطله زنگ بیداری این امرا بود تا از اختلاف و تفرقه و عیش و نوش دست بردارند و برای دفاع از میراث و تمدن خود به اقدامات عملی روی آورند. با این حال توازن قدرت هرگز به نفع مسلمانان نبود و امرای اسلامی در شرایطی نبودند كه بتوانند با جنبش پر قدرت مسیحی به رهبری آلفونس مقاومت كنند. خصوصا این كه در پشت سر اسپانیای مسیحی دولت های مسیحی دیگری قرار داشتند، به طوری كه پادشاه كاستیل می توانست در شرایط دشوار بر آن ها تكیه كند و از آن ها درخواست كمک نماید، ولی مسلمانان در این شبه جزیره از هر سو در محاصره بودند.
همین دشواری ها و سختی ها در قالب وحدت نظر امرای اسلامی برای ایستادگی در برابر پادشاه كاستیل و درخواست كمک از مسلمانان آن سوی آب ها، یعنی مرابطین در شمال آفریقا تجسم یافت، تا آن ها راه های تازه ای را برای حفظ و دفاع از میراث اسلامی خود در اسپانیا جستجو كنند.
امرای اسلامی اسپانیا سفرای خود را نزد پادشاه مرابطین یوسف بن تاشفین در مغرب (مراكش) اعزام داشتند و با تشریح شرایط سخت و دردآور خود از او طلب یاری نمودند.
مرابطین در اصل از قبیله لمتونه یكی از ریشه های قبیله بزرگ بربرهی صفاجه در شمال آفریقا بودند كه پنجاه سال از ظهور قدرت آن ها  در این سرزمین می گذشت. آن ها تحت فرماندهی رهبر روحانی خود بنام عبدا... بن یاسین قدرت را در بخش عظیمی از شمال آفریقا بدست گرفته و با شكست دادن قبایل بت‌پرست، سراسر مغرب آفریقا را فتح كرده بودند. فرماندهی آن ها را در آغاز كار عمر بن یحیی لحتونی به عهده داشت و بعد از او برادرش ابوبكر عهده دار آن گردید. ابوبكر نیز پسر عم خود یوسف بن تاشفین را به فرماندهی برگزید و یوسف بن تاشفین با فتوحات خود زمینه را برای وحدت مرابطین از شمال آفریقای شرقی گرفته تا اقیانوس اطلس در غرب فراهم نمود و همه این مناطق وسیع زیر سلطه مرابطین قرار گرفت.
یوسف بن تاشفین شهر مراكش را بوجود آورد و آن را به عنوان پایتخت خود برگزید (454 . هـ) و با تشكیل سپاه نیرومندی از تیراندازان و شمشیر زنان زبردست مركب از قبایل مختلف بربر، پایه های دولت جدید خود را مستحكم ساخت.
هنگامی كه سفرای امرای اسلامی اسپانیا به آن سوی آب ها و نزد یوسف بن تاشفین آمدند، او موضوع گرفتاری و درخواست مسلمانان اسپانیا را با معتمدین و علما مراكش در میان گذاشت و با آن ها مشورت كرد و همه آن ها بر حمایت از مسلمانان اسپانیا اتفاق نظر نمودند. بدین ترتیب زمینه برای دخالت نظامی مرابطین در جنگ های داخلی اسپانیا فراهم شد.
یوسف بن تاشفین به تمامی نیروهای خود كه اكثرا از صحرانشینان سلحشور تشكیل شده بودند دستور آماده باش داد و به پیشنهاد وزیرش، عبدالرحمن بن اسباط از معتمد بن عباد حكمران اشبیلیه در آندلس خواست كه مرز اسپانیا در تنگه جبل الطارق را در اختیار او قرار دهد،‌ تا از آنجا برای پیاده نمودن سپاهش در اسپانیا استفاده كند. بدین ترتیب بود كه زمینه برای حضور یوسف بن تاشفین و نیروهای تازه نفس در اسپانیا فراهم شد. در حالی كه او به سوی اسپانیا راهی بود، دسته دسته سربازان مجاهد از تمامی نواحی مغرب به وی می پیوستند، و كشتی ها را برای عبور سپاهیانش مهیا می ساختند.
نخستین دسته ای كه از تنگه جبل الطارق گذشت و قدم به خاک اسپانیا نهاد، گروهی جنگجو به فرماندهی داوود بن عایشه بود. این دسته وقتی كه به مرز جزیره خضرا رسید آن را محاصره و اشغال نمود.
یوسف بن تاشقین با سپاه انبوهش از راه دریا در ساحل جزیره خضرا فرود آمد و هنگامی كه قدم به خاک آندلس گذاشت، به خاک افتاد و پس از شكر خدا دست به ساخت برج و استحكامات در آن سرزمین زد و نگهبانان مخصوصی بر آن گماشت، سپس با نیروهای خود راهی اشبیلیه شد. معتمد بن عماد امیر اشبیلیه و مردم این شهر استقبال با شكوهی از سپاه یوسف بن تاشفین نمودند. یوسف سه روز در اشبیلیه ماند و در آن جا به سایر امرای مسلمان در اسپانیا نامه نوشت و از آن ها خواست تا به وی بپیوندند. اكثر امرای مسلمان دعوت او را اجابت گفته و برای همپیمانی با او نیرو یا سفیر فرستادند. (479 هـ).
یوسف بن تاشقین پس از آن آهنگ بطلیوس را كرد تا هییت های نمایندگی امرای مسلمان از سایر نقاط آندلس به او بپیوندند، اما او متوجه شد كه سرزمین ها و حكومت های اسلامی در اسپانیا در آستانه انحطاط و سقوط قرار دارند و در ضعف و تفرقه دست و پا می زنند. او از درک وضع موجود بسیار اندوهگین شد با این حال مرزهای سرزمین های اسلامی را در آنجا به شكل یک پارچه درآورد و خود در نزدیكی مرز كنونی پرتغال كه در موازات شهر قوریه قرار داشت و به دشت زلّاقه معروف بود، اردو زد.
اخبار ورود سپاه مرابطین به شبه جزیره اسپانیا به آلفونس ششم پادشاه كاستیل رسید. او در حال محاصره شهر سر قسطه بود تا این شهر را به فتوحات خود اضافه كند، اما با شنیدن این خبر بلافاصله از محاصره آن شهر دست كشید و از آنجا عقب نشینی كرد.
آلفونس از سانشورا امبرز پادشاه مسیحی آراگون كه آن موقع سرگرم محاصره شهر اسلامی طرطوشه بود درخواست كمک كرد. به علاوه از امرای مسیحی آن سوی كوه های پیرنه نیز كمک خواست و شخصا به میزانی كه می توانست از نیروهای گالیسیا، آستوریا و ناوار قوا جمع‌آوری كرد. سپس فرمانده خود، بارهانس، را با نیروی تحت فرماندهی وی از والنسیا فراخواند، به علاوه سیل داوطلبان از جنوب فرانسه و ایتالیا سرازیر شدند تا سپاه قدرتمندی را برای رویارویی با یوسف تدارک بیند.
آلفونس در نظر داشت كه سپاه یوسف را در سرزمین خودش ملاقات كند، تا اگر در نبرد با او شكست خورد قلمرو او از ویرانی در امان ماند. آلفونس با این تفكر به سوی جنوب اسپانیا حركت كرد تا در حمله پیش دستی كند، ولی وضع او با اطمینانی از پیروزیی و حالتی از تردید همراه بود. او به تجهیزات و نفرات سپاه خود مطمین بود، ولی از آمار سپاه یوسف و امكانات آن اطلاعاتی نداشت. در حقیقت هر دو نیرو برای یكدیگر ناشناخته بودند و از میزان قدرت هم آگاهی نداشتند.
 مورخان درباره تعداد نیروهاس مسلمانان و اروپاییان اختلاف نظر دارند. بعضی از تواریخ مسلمین، سپاه اروپایی را هشتاد هزار نفر و برخی پنجاه هزار نفر دانسته‌اند. آن ها تعداد نفرات سپاه اسلامی را چهل و هشت هزار و برخی بیست هزار نفر دانسته‌اند. اما آن چه مسلم است سپاه اروپاییان از نظر تعداد نیرو بر دشمن برتری داشته است.
 
نبردی برای تعیین سرنوشت
دو سپاه متخاصم در دو سوی رودخانه وادی یانه به مدت سه روز اقامت نمودند و در این مدت فرستادگانی از دو طرف رفت و آمد داشتند. یوسف بن تاشفین طبق نامه ای از آلفونس خواسته بود كه یا اسلام بیاورد یا جزیه بدهد یا آماده جنگ شود. در نامه او آمده بود: ای آلفونس! به ما خبر داده‌اند كه می خواستی برای ملاقات با ما به آن سوی دریا بیایی و آرزو كرده بودی كه ای كاش كشتی هایی می داشتی كه با آن از تنگه عبور كرده به جنگ ما بشتابی و اینک ما عبور كرده ایم و خداوند در این دشت ما و تو را گرد آورده است. بزودی به آرزویت خواهی رسید، چون درخواست كافران جز بدبختی نیست!
آلفونس از خواندن این نامه سخت آشفته شد، ولی نامه ای تهدیدآمیز در جواب یوسف نوشت. یوسف نیز در پاسخ نامه او نوشت: همه چیز را بزودی خواهی دید! (1 )
آلفونس قصد داشت در تعیین روز جنگ مسلمانان را فریب دهد. از این رو روز پنجشنبه نامه ای به معتمد بن عباد نوشت كه فردا روز جمعه است كه عید شماست و پس فردا روز شنبه  عید یهودیان است كه در قلمرو شما و ما عده كثیری را تشكیل می دهند و بعد از آن روز یكشنبه و عید ماست. پس برخورد ما و شما روز دوشنبه خواهد بود.
معتمد بن عباد كه از امرای مسلمان اسپانیا بود متوجه نیرنگ آلفونس شد، از این رو پیشقراول خود را شبانه مامور تحقیق بیشتر در خصوص وضعیت سپاه دشمن كرد. آن ها نیز گزارش دادند كه سپاهیان دشمن خود را مهیا جنگ می كنند.
پیش بینی معتمد درست از آب درآمد، زیرا همین كه صبح روز بعد هوا روشن شد قوای مسیحی به حركت درآمدند و به سوی سپاه مسلمین تاختند. پشقراولان كاستیل و آراگوان به فرماندهی باهانیس به مقدمه سپاه مسلمانان كه از قوای اندلس تشكیل شده بود و تحت فرماندهی معتمد بن عباد قرار داشت، حمله بردند. تهاجم به قدری شدید بود كه قوای مسلمین از هم پاشید و بیشتر آن ها بطرف بطلیوس عقب نشینی كردند و جز معتمد بن عباد و جنگجویان اشبیلیه كسی در مقابل دشمن ثابت نماند.
هجوم سپاهیان آلفونس بسیار ویرانگر و وحشت‌انگیز بود، اما معتمد بن عباد با سربازان اندكش به سختی می جنگیدند، تا اینكه این فرمانده شجاع مجروح شد و بیشتر جنگجویان از اطراف او پراكنده شدند. سپاه اسپانیای اسلامی كشته های زیادی داد و چیزی نمانده بود كه بازماندگان به محاصره بیفتند، بدون اینكه كسی برای نجات آن ها قدم جلو بگذارد.
در همین لحظات آلفونس، شوک دوم حملات خود را وارد كرد. سربازان او به صف مقدم سپاه مرابطین به فرماندهی داود بن عایشه حمله برده و او را وادار به عقب نشینی كردند. موقعیت جنگ به نفع آلفونس بود و سپاه اسلامی در آستانه فروپاشی قرار داشت.
در این لحظات سخت، یوسف بن تاشفین كه خود با نیروهای بربر در پشت سر نیروهای اسپانیای اسلامی قرار داشت، برای نجات پیشقراولان سپاه مسلمین به حركت درآمد.
فرمانده نیروهای یوسف بن تاشفین بنام یسر بن ابی بكر كهتونی با نیروهای خود با شدت هر چه بیشتر به قلب سپاه دشمن حمله برد. نیروهای بربر از مهارت بالایی و روحیه سلحشوری فراوانی در جنگ برخوردار بودند. آن ها در خونین ترین لحظات با بی باكی تمام می جنگیدند. ورود آن ها به میدان، چهره جنگ را عوض كرد. بازماندگان سپاه آندلس (اسپانیای اسلامی) متشكل شدند و فراریان به سپاه خود بازگشتند و كفه پیكار خونین، به نفع مسلمانان سنگینی كرد.
در این هنگام آلفونس با یک حمله غافلگیرانه خود را به مقابل خیمه های مرابطین رسانید و خندقی كه آن ها را در بر گرفته بود اشغال كرد. ولی یوسف بن تاشفین با نیروهای احتیاط خود كه از قبایل لمستونه و صنهاجه بودند به او حمله كرد و تجاوز او را عقب زد و با شدت به لشكرگاه اروپاییان تاخت. سپس به قوای كاستیل حمله برد و در حالی كه طبل ها در اطراف سپاهیانش به صدا درآمده بودند، از پشت سر به آن ها حمله كرد و كشتار سختی به راه انداخت.
در هجوم مرابطین صدای طبل ها نقش مهمی در تجدید قوا و وحدت نیروهای اسلامی و فروپاشی روحیه دشمن داشت. صدای طبل ها فضا را می شكافت و صفوف دشمن را دچار هراس شدیدی می كرد. عده‌ زیادی از سربازان مرابطین مشغول كوبیدن بر طبل ها بودند و هنگامی كه آن ها قصد نزدیكی به سپاه دشمن را می نمودند از فاصله دور صدای طبل ها بر وحشت سربازان دشمن می افزود. خصوصا این كه سربازان مسیحی با این صدا و این تاكتیک جنگی بیگانه بودند.
یوسف بن تاشفین جایگاه سپاه كاستیل را دچار حریق ساخت. آلفونس با دیدن وضع جنگ و وخامت اوضاع قصد نجات خود را نمود و به دنبال راه فراری گشت، اما در ادامه راه با دنباله قوای مرابطین تصادم كرد و میان دو سردار بزرگ نبرد سختی در گرفت كه طی آن قوای كاستیل از هم پاشید و آلفونس به سختی توانست خود را از معركه برهاند.
یوسف بن تاشفین سواره و در حالی كه میان سپاه می گردید، نعره می زد و سربازان خود را به ثبات و شهادت تشویق می كرد و در همان حال صدای طبل ها در اطراف سربازان گوش ها را كر می كرد. پیدال از مورخین اروپایی تاثیر صدای طبل ها را در پریشانی سربازان كاستیل یادآور شده و می نویسد: تا آن روز سپاهیان اسپانیا آن چنان صداهای وحشتناک كه زمین را به لرزه می آورد نشنیده بودند. از طرف دیگر، مرابطین حملات خود را با صفوف فشرده هم آهنگ می نمودند و این روش جدیدی در جنگ بود و با روحیه سربازان مسیحی همخوانی نداشت زیرا آن ها به جنگ های تن به تن عادت كرده بودند،‌ از این رو آن ها با وجود برتری در اسلحه نمی توانستند بر دشمن پیروز شوند.( 2 )
در همان موقع سربازن مرابطین به فرماندهی یسر بن ابوبكر حملات خود را به ستون مقدم كاستیل‌ها كه بارهانیس فرماندهی آن را بر عهده داشت شدت بخشیدند. سپاهیان آندلس اسپانیای اسلامی  نیز منتهای تهور و دلیری از خود نشان دادند. پیشروی مسلمانان به سوی اردوگاه دشمن سریع بود، و این وضع میزان تلفات كاستیل ها را بالا می برد. ضربه كاری را یوسف بن تاشفین با افراد یسر بن ابوبكر به همراه گارد مخصوص خود كه تعداد آن ها به چهار هزار نفر می رسید وارد ساخت، زیرا او سربازان دشمن را تار و مار كرد تا قلب سپاه دشمن پیش رفت، تا آن جا كه یكی از سربازان خود را به آلفونس پادشاه كاستیل رسانید و خنجری را در پای او فرو برد و آنرا شكافت!
چون غروب آفتاب نزدیک شد، آلفونس و سربازانش متوجه شدند كه اگر همچنان به جنگ ادامه دهند، ‌همگی كشته خواهند شد. از این رو او با جمعی از اشراف و فرماندهانش به آبادی كه در نزدیكی میدان جنگ بود عقب نشینی كرد و چون شب فرار رسید از آنجا گریخت.
افرادی كه همراه آلفونس پادشاه كاستیل فرار كردند و در این فرار او را همراهی نمودند چهارصد یا پانصد تن بیشتر نبودند كه تعداد زیادی از آن ها مجروح شده بودند. در میدان جنگ صف های سپاه مسیحی كاملا از هم پاشیده بود و سربازان برای نجات جان خود دسته دسته فرار می‌كردند. میدان جنگ نیز از كشته و زخمی پر بود. با این حال یوسف بن تاشفین دستور داد كه به علت فرا رسیدن شب فراریان را تعقیب نكنند و بیشتر مواظب تحركات دشمن باشند.
صبح روز بعد جنگجویان مسلمان تعقیب فراریان دشمن را از سر گرفتند و دسته ای از آن ها به جمع‌آوری غنایم جنگی كه غنیمتی عظیم بود پرداختند. تواریخ اسلامی می نویسند كه از سپاه انبوه اروپاییان جز پانصد نفر یا كمتر كسی باقی نماند و این پانصد نفر كسانی بودند كه همراه آلفونس فرار كردند. پادشاه كاستیل نیز با شكست خوردگان به سرعت فرار كرد و از میدان جنگ دور شد تا اینكه به شهر قوریه رسید و در آنجا توقف نمود. در حالی كه اكثر همراهان مجروحش در اثنای راه مردند و آن ها كه با او به طلیطله رسیدند فقط صد نفر  بودند(479. هـ). ( 3 )
 
اهمیت جنگ زلّاقه
 
جنگ زلّاقه از جنگ های بزرگ اسلام و مسیحیت در اروپاست. پیروزی مسلمانان در این جنگ سبب شد كه سیل بنیان كن مسیحیت كه از شمال به سوی سرزمین های اسلامی در اسپانیا سرازیر بود و می رفت كه تمدن اسلامی را در این شبه جزیره نابود و خاموش كند، جانی دوباره بخشید.
مسلمانان هنگامی كه قدم به اسپانیا گذاشتند از چنان قدرت و صلابتی برخوردار بودند كه هدف آن ها فتح سراسر اروپا بود. اما بعد از سقوط امویان و ظهور عباسیان در صحنه سیاست جهان اسلام، مسلمانان اسپانیا تنها و ضعیف شدند. زیرا از یک سو آن ها با مسیحیان هم مرز بودند كه جز به نابودی اسلام و تمدن آن نمی اندیشیدند و در آن سوی مرزهای سرزمین های اسلامی نیز حكومتی روی كار آمده بود كه از نظر سیاسی با حكومت مسلمانان در اسپانیا (كه وابسته به خاندان اموی بودند) سر ناسازگاری نهاده بود. در این شرایط مسلمانان اسپانیا چاره ای جز اتخاذ سیاست های دفاعی نداشتند و جنگ و تلاش آن ها برای بقا و زنده ماندن بود. چون با گذشت زمان خلافت عباسی كوچک و ضعیف شد، دولت های جدید اسلامی در آفریقا و آسیا ظهور كردند كه در بسیاری از موارد سیاست های آن ها با اهداف دستگاه خلافت عباسی همخوانی نداشت.
هجوم مرابطین از شمال آفریقا به شبه جزیره اسپانیا برای نجات مسلمانان آن سرزمین در همین تحول معنا می یافت. مرابطین كه دولتی نوپا و قدرتمند بودند با حضور خود در اسپانیا و شكست دادن آلفونس پادشاه كاستیل كه می رفت تمامی شهرهای اسلامی را در اسپانیا فتح كند و میراث اسلام را در آن سرزمین به نابودی كشاند سبب عقب نشینی قوای مسیحی و تجدید قوای اسپانیای اسلامی شدند. جنگ زلّاقه میان مسیحیان اسپانیا و مرابطین به تداوم حیات سیاسی مسلمانان در اسپانیا فتح شد تا آن جا كه این حیات تا چهار قرن دیگر ادامه یافت.
یوسف بن تاشفین بعد از شكست دادن آلفونس و نابودی سپاه او، نامه ای به المعز بن بادیس فرمانروای كل قوا در آفریقا نوشت و ماجرای جنگ زلّاقه را برای او شرح داد. اخبار این پیروزی سبب تجدید روحیه مسلمانان اسپانیا و شادمانی مردم شمال آفریقا گشت، بطوری كه در شكر گزاری این پیروزی صدقات زیادی به مستمندان داده شد و بردگان زیادی آزاد گشتند.
سوالی كه همواره در تاریخ آندلس مطرح است، این است كه چرا یوسف بن تاشفین بعد از شكست دادن قوای دشمن، او را در داخل قلمرواش دنبال نكرد و به فتح شهرهای مسیحی نپرداخت و طلیطله را كه انگیزه اصلی این جنگ بود آزاد نساخت، با این كه از فرصت مناسبی برای این اقدامات برخوردار بود؟
می گویند معتمد بن عباد به یوسف بن تاشفین پیشنهاد كرد كه دشمن شكست خورده را تعقیب نموده و باقیمانده سپاه دشمن را نابود كند، ولی یوسف با این بهانه كه باید صبر كرد تا گریخته گان سپاه مسلمان برگردند و مبادا مسیحیان آن ها را به قتل رسانند، از دنبال كردن آن شكست خوردگان خودداری نمود. كوتاهی در این امر را بعضی به معتمد و بعضی به یوسف نسبت می دهند.( 4 )
بعد از پایان جنگ زلّاقه فاتحان بدون اینكه برنامه ای برای ادامه كار خود داشته باشند، از یكدیگر جدا شدند و هر یک از امرا به قلمرو خود بازگشتند، به طوری كه پیروزی مسلمانان در همان لحظه متوقف شد. چیزی كه در اوج پیروزی افق ها را تیره و تار می ساخت، رسیدن خبر ابوبكر پسر بزرگ یوسف بن تاشفین بود كه به جای یوسف به عنوان حاكم مراكش گمارده شده بود. یوسف در هنگام حركت به سوی آندلس در بسته او را به حال بیماری رها كرده بود.
وصول این خبر موجب شد كه یوسف بن تاشفین بدون درنگ عازم مغرب شود. برخی از مورخین دیگر علت بازگشت سریع یوسف بن تاشفین به مغرب را اختلاف امرای آندلس و چند دستگی مردم آنجا دانسته‌اند.
جنگ زلّاقه علیرغم اینكه با پیروزی مسلمانان همراه بود اما سبب پایان آتش جنگ میان آن ها و مسیحیان در اروپا نشد. آلفونس بعد از این شكست از پادشاه فرانسه و امرای مسیحی آن سوی كوه های پیرنه یاری طلبید و تنها خبر خروج یوسف بن تاشفین از آندلس او را از حمله مجدد منصرف ساخت.
تبعات جنگ زلّاقه تا سال ها و حتی قرن ها بر حیات و كشمكش مسلمانان و مسیحیان در اسپانیا سایه افكند. این جنگ نقطه توقف پیشروی مسیحیان و نقطه جهش و بازیابی اعتماد مسلمانان بود تا آنجا كه اختلاف های خود را حداقل در مدتی كه خطر دشمن مشترک آن ها را تهدید می كرد، كنار نهادند و برای ادامه حیات و حفظ میراث چهارصد ساله خود در اسپانیا تجدید قوا نمودند هر چند كه اسپانیا در آن زمان همچنان صحنه كشمكش و نبرد دایمی مسلمانان و مسیحیان بود.
 
منابع و مآخذ:
1 - الحلل الحوشیه- ص 39
2 - R.M.PIDAL LAESPANQ CID.P.335
3 - صحنه‌های تكان دهنده در تاریخ اسلام- ترجمه علی دوانی- ص 178
4 - روض القرطاس- ص 93
 
آبتین امیری




برچسب ها: بررسی تاریخ مسلمانان در اسپانیا جنگ زلاقه سقوط طلیطله

ارسال شده در مورخه : شنبه، 1 خرداد ماه، 1389 توسط Hanan  پرینت

کاربرانی که به این خبر امتیاز داده اند.(قرمز رأی منفی و آبی رأی مثبت):

مرتبط باموضوع :

 اوضاع دینی و اجتماعی مردم ایران بعد از اسلام  [ جمعه، 4 تير ماه، 1389 ] 1578 مشاهده
 روایت حدیث در زمان پیامبر صلی الله علیه وسلم  [ سه شنبه، 2 آذر ماه، 1389 ] 400 مشاهده
 خليج فارس درگذرگاه تاريخ  [ دوشنبه، 24 آبان ماه، 1389 ] 493 مشاهده
 مختصري پيرامون جنگ ايران و اسلام  [ سه شنبه، 7 ارديبهشت ماه، 1389 ] 1058 مشاهده
 نقش ایرانیان در گسترش اسلام  [ چهارشنبه، 15 ارديبهشت ماه، 1389 ] 1196 مشاهده
نام شما:
ایمیل شما:

در مورخه : شنبه، 15 خرداد ماه، 1389توسط
(مشخصات کاربر sayed | ارسال پیغام شخصی)
از این مطالب تاریخی زیاد بذارید
ارسال جوابیه ]

 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نام شما (ضروری): 
ایمیل شما (ضروری): 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]
امتیاز دهی به مطلب

انتخاب ها

 فایل پی دی اف فایل پی دی اف

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 ارسال به دوستان ارسال به دوستان

 گزارش این پست به مدیر سایت گزارش این پست به مدیر سایت


اشتراک گذاري مطلب